خورشاه بن قباد الحسينى

345

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

كه صاحب سكّه و خطبه باشند سلاطين شرقى مىگويند و واليان بنگاله و ستاركانو و لكهنوتى و بهار و جاجنگر و آن حدود را سلاطين پوربيه خوانند » . ( تاريخ فرشته ، ج 2 ، ص 292 ) ص 309 س 19 صاحب تاريخ فرشته مىنويسد : « و همايون شاه بازار سياست گرم ساخته و درياى غضب به جوش درآورد . بفرمود تا در بازار احمدآباد بيدر درها و حلقه‌ها نصب كردند و جابه‌جا فيلان مست و سباع درنده از همه قسم ايستاده كرده در چندين موضع ديگها و قرابه‌هاى پر از آب گرم و روغن جوشانيده و مهيّا ساختند . و آنگاه خود بر قصر ديوانخانه نشسته ، اوّل شهزاده حسن‌خان را پيش شير انداخت تا از هم دريده از وجود او اثرى نگذاشت و آنگاه يوسف ترك كچل و هفت يار موافق او را گردن زد و زنان و فرزندان بيگناه ايشان را به زشت‌ترين صورتى از خانه بركشيده در بارگاهى كه مجمع الناس بود به انواع فضايح و شنايع كه تصريحش از حسن ادب دور است تعذيب كرد و به شكنجه‌ها و عقوبتها كه از مخترعات او بود درآورد . و مذكّر و مؤنّث و صغير و كبير را به قتل رسانيد و كارى كه از ضحّاك بىدين بدكيش و حجاج ظالم خطاانديش سر نزده بود از او به وقوع پيوست . و بعد از آن متعلّقان منسوبان شاهزاده و ديگران را كه قريب هفت صد نفر مىشدند و از آن معامله اصلاح خبر نداشتند حتى كه باورچى و طبقچى و ديگشوى را به شاه‌بازار فرستاد تا بعضى را بر دار كردند و بعضى را پيش شير گرسنه و فيل مست انداختند و برخى را در ديگها جوشانيدند و بعضى را به دشنه و كارد و تبر ، بند از بند جدا كردند و اين واقعه در ماه شعبان سنهء مذكوره شد و سيّد طاهر استرآبادى در تاريخ قتل حبيب اللّه غازى اين دو بيت گفته : مه شعبان شهادت يافت در هند * حبيب اللّه غازى طاب مثواه روان طاهرش تاريخ مىجست * برآمد روح پاك نعمت اللّه ( تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 342 )