خورشاه بن قباد الحسينى

317

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

فَاسْتَكْبَرُوا » « 1 » گشت و اعوان و خذلان دست تطاول و بيداد بر عباد و بلاد دراز كردند و معاهد ميان خود و كفّار كه همهء اعداى [ 238 ] دين مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - اند و هم دشمنان دولت ما به لوازم و شرايط رسوخ و استحكام دادند ، لاجرم صرصر قهر از مهبّ غيرت به جوش و خروش آمده او را با بعضى انصار به سياست پادشاهانه رسانيديم و صورت حال در سادس صفر سنهء مذكور به وقوع پيوست . مصراع بىگنه محمود گاوان شد شهيد تاريخ قتل آن جناب شده و سلطان نيز بعد از يك سال از عقب خواجهء خجسته‌صفات انتقال فرمود و مدّت سلطنت آن پادشاه غازى در اين سراى مجازى بيست سال و دو ماه بود « 2 » . بعد از وى پسرش سلطان محمود شاه در شهور سنهء ثمان و ثمانين و ثمانمايه [ 888 ] قدم بر مسند حكومت نهاده در دكن : مصراع سايه‌اى بر فرق بىدلان انداخت [ سلطان محمود شاه ] آن جناب پادشاه كريم پسنديده خصال بود و جز اين عيبى نداشت كه بر ساقهء دولت واقع شده بود . در ايّام دولت او امرا و اركان دولت ، گردن از ربقهء اطاعت پيچيده ، هر كس را هواى استبداد و استقلال در سر بود ؛ بنا براين اختلال در قواعد سلطنت و اقبال آن جناب راه يافته امور مملكت از نظام بيفتاد . در ايّام دولت قاسم « 3 » بريد كه از جملهء مماليك سلطان و غلام تركىنژاد بود و قصبهء قندهار با توابع و ملحقّات به اقطاع او مقرّر بود ، قدم از جادهء اطاعت و انقياد بيرون نهاده تمرّد و سركشى را ظاهر ساخت و چون خبر عصيان او در شهر بيدر به سمع سلطان

--> ( 1 ) . فصلت ( 41 ) ، آيهء 15 . ( 2 ) . تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 361 : « در غرهء صفر سنهء سبع و ثمانين و ثمانمايه ( 887 ) قدم در اقليم عدم نهاده از خوشهء جهان برست . مدت سلطنت او بيست سال بود » . ( 3 ) . اصل : اقاسم .