خورشاه بن قباد الحسينى

310

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

سه سال و شش ماه بود « 1 » . [ نظام شاه ] نظام شاه بن همايون شاه بعد از فوت پدر به استصواب خواجهء جهان قدم بر سرير سلطنت دار الملك بيدر نهاده رايت ابهّت برافراخت و چون سن شاهزاده در ايّام جلوس زياده بر نه نبود خواجهء جهان به نيابت آن حضرت در امور سلطنت دخل مىنمود . بنا براين بعضى از امرا و رؤوس سپاه از امتثال امر تمرّد نموده اندك فتورى به قواعد سلطنت راه يافت و سلطان محمود خلجى كه دشمن ديرين و سالها در كمين كين منتظر فرصت بود ، چون بر پريشانى لشكر دكن مطّلع گشت با سپاه جنگجوى تندخوى متوجّه دكن شد و از پنجاب « 2 » نيز خواجهء جهان نظام شاه را برداشته با سپاه گران به عزم محاربه و مضاربه به استقبال دشمن روان شد . بعد از اتّصال فريقين چون نيران محاربه به اشتعال درآمد ، سپاه دكن به سبب عدم اتّفاق و وفور نفاق روى از معركه برتافته هر كسى به طرفى رفتند و نظام شاه با خواجهء جهان تا فيروزآباد در هيچ مكان توقّف مصلحت نديدند و سلطان محمود خلجى گريختگان را تعاقب نموده تا شهر بيدر عنان يكران بازنكشيد و حصار بيدر را محاصره نموده شهر را به جاروب نهب و غارت پاك برفت . چون اكثر امرا و سران سپاه را زن و فرزند و مال اسباب در حصار مذكور بود ، از تسلّط دشمن در انديشه افتاده باز مجموع به يك جاى جمع شدند و سپاه متفرّق را فراهم آورده خزانه را در بگشودند . سلطان محمود چون بر جمعيّت دكنيان مطّلع گرديد صلاح در معاودت ديد ، لاجرم دست از محاصره بازداشته به مملكت خويش مراجعت نمود و نظام شاه با دستور سعادت انتباه به مقرّ دولت آمده به تعمير عمارات و آبادنى ولايات پرداخت . در آن اثنا مرض بر ذات پسنديده سمات پادشاه طارى شده بعد از

--> ( 1 ) . تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 343 : « و چون دانست كه مرض موت است پسر بزرگ خود نظام شاه بهمنى را كه هشت ساله بود وليعهد گردانيد و منشور حياتش به اجل طبيعى ، در بيست و هشتم ذى قعدة الحرام سنهء خمس و ستين و ثمانمائه ( 865 ) » . ( 2 ) . اصل : پنجانب .