خورشاه بن قباد الحسينى
304
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
تلقّى فرموده از وصول قدوم بهجت لزومش به غايت مسرور شد و چون مدّت بيست و پنج سال و هفت ماه از سلطنت و پادشاهى فيروز شاه سپرى شد ، به مرض اعراض مبتلا شده در دوازدهم شهر شعبان سنهء ثلاث و عشرين و ثمانمايه [ 823 ] نقد حيات را به قابض ارواح تسليم نمود « 1 » . [ احمد شاه ] بعد از وى برادرش خان خانان كه به احمد شاه موسوم است به جاى برادر بر سرير سلطنت بنشست . احمد شاه پادشاهى بود به عدل و سياست معروف و به عبادت و صلاح موصوف . چون بر مسند سلطنت بنشست ابواب ظلم و بيداد و فسق و فجور را بربست ؛ آداب جهانبانى و لشكركشى و ملكستانى را نيكو دانستى و از كمال شجاعت با اعدا محاربه مىتوانستى . در اندك زمانى سپاه بسيار درهم كشيد و به نيروى صرامت و بازوى شهامت ، جميع بلاد دكن را بىمنازعى در حيطهء ضبط درآورده چهرهء عروس مملكت را به زيور عدل و احسان بياراست . عطاى واسع و كرم بىنهايت داشت و اكثر اوقات با سادات و علما صحبت مىداشت و تخم مهر و محبّت در زمين دل همگنان مىكاشت و در ترويج شريعت غرّا و ملّت زهرا سعى بليغ مىفرمود و جمهور انام [ 228 ] را به كسب فضايل و تحصيل مآرب اخروى امر مىنمود . شعر . . . . . . . . . . . . . . . . « 2 » * ز مرآت دين زنگ بدعت زدود مرادش ز شاهى و فرماندهى * ز بخت و بزرگى و تاج مهى مراعات دين بود و تعظيم شرع * همى اصل ديد و جز اين جمله فرع آن حضرت نيز به قاعدهء سلف بزرگوار ، همواره به امر جهاد اقدام نموده با كفّار ستمكار كارزار مىنمود . چون مدّت دوازده سال بر اين منوال سلطنت فرمود
--> ( 1 ) . تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 319 : « سلطان فيروز شاه روز دوشنبه پانزدهم ماه شوّال سنهء خمس و عشرين و ثمانمايه [ 825 ] نقد جان به خازن بهشت سپرد » . ( 2 ) . اصل : افتادگى دارد .