خورشاه بن قباد الحسينى

293

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

تربيت كردهء سلطان فيروز شاه‌اند . بعد از طىّ منشور زندگانى آن پادشاه مغفور ، طغراى كامرانى به نام خود نوشته مدّت مديد در آن بلاد و ديار رايت مفاخرت و اقتدار برافراشته‌اند و در عهد سلطان محمود خلجى ، راناسنگاه كه از جملهء رايان بزرگ هند بود ، به كثرت خزانه و سپاه مغرور شده لشكر بر سر سلطان محمود كشيد و بعد از محاربه شكست بر جنود محمود افتاده آن كافر لعين بسيارى از ولايت اسلام را گرفته دار الحرب ساخت ، چنان كه سلطان در حصار مندو نيز نتوانست بود . عاقبت التجا به والى گجرات برده از وى استعانت نمود . سلطان مظفّر كه پادشاه گجرات بود ، امداد سلطان محمود را بر ذمّت همّت خويش لازم دانسته با لشكر ظفراثر به طرف مندو به حركت درآمد و بعد از وصول به آن نواحى ، سپاه ملاعين كه در آن حدود بودند فرار بر قرار اختيار كرده سلطان محمود ديگربار به امداد والى گجرات قدم بر سرير سلطنت آبا و اجداد نهاده ، به استقلال بنشست ، امّا توابع و لواحق مندو بسيارى در قبضهء اقتدار آن كافر ماند و از آن جمله است ، رتن‌پور و سارنگ‌پور و تلسان و چنديرى كه هر يك از آن مصرى است جامع . القصّه ، چون والى گجرات سلطان محمود را به مقرّ دولتش رسانيد ، بيش از يك روز [ در ] آن ولايت توقّف ننمود و سلطان محمود خواست كه آن پادشاه عالىهمّت را [ 221 ] ضيافت نموده پيشكش چند بكشد و عذر مقدم او را بخواهد ، والى گجرات اصلا قبول نكرد و گفت اين شيوهء مزدوران است . همان روز عنان يكران را به طرف گجرات تافت ، امّا بعد از فوت سلطان محمود ، پسرش سلطان غياث الدين ، چون بر ساقهء دولت واقع شده بود ، آن مملكت را نگاه نتوانست داشت . سلطان بهادر كه والى به استقلال گجرات بود ، طمع در آن مملكت كرده به اسهل وجوه حصار مندو را كه در رفعت با حصار سپهر مينافام برابر و در محكمى از سدّ اسكندر محكمتر است ، در حيّز تسخير درآورده سلطان غياث الدين را دستگير كرد و بعد از چند روز به عالم ديگر فرستاد . و بعد از آن بسيارى از ولايت مندو را از قبض كفّار بيرون برد ، حتّى قلعهء چيتور « 1 » كه وطن مألوف و محل مأنوس راناسنگاه بود بگرفت و

--> ( 1 ) . اصل : چتتور . چيتور : شهرى است در ايالت راجستان در شمال غربى هند ( دايرة المعارف فارسى ) .