خورشاه بن قباد الحسينى

284

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

و در زمان سلطنت خود ، دار الملك دهلى را گذاشته ، خطّهء اگره « 1 » را مقرّ سلطنت ساخت و چون مدّت بيست و سه سال در ايالت و كامرانى به سر برد ، مانند ديگران نقد حيات را به قابض ارواح سپرد و در شهور سنهء ثمان و عشر و تسعمايه [ 918 ] خلف رشيد آن جناب سلطان ابراهيم در دار الخلافهء اگره رايت استيلا و استقلال برافراخته با رعايا و برايا بر وجه احسن سلوك مىفرمود و چون بر ساقهء دولت واقع شده بود در تاريخ سنهء اثنى و ثلثين و تسعمايه [ 932 ] پادشاه سليمان جاه ، ظهير الدين محمد بابر پادشاه با سپاه گردون توان به صوب هندوستان نهضت فرموده در موضع پانىپت « 2 » با سلطان ابراهيم محاربه نموده شكست بر لشكر ابراهيم افتاده ، آن جناب در اثناى گريز به دست مغولان به قتل رسيد و ملك و مال او به تصرّف بندگان بابر پادشاه درآمد ، چنانچه شرح اين حال و تبيين اين مقال در گفتار سوم از مقالهء پنجم به وضوح پيوست ، و مدّت چهارده سال اكثر بلاد هند در تحت ضبط و تصرّف مغولان بود تا آنكه شيرخان افغان كه از اواسط خليفه بود و در ابتداى استيلاى مغولان بر بلاد هند ، ملازمت سلطان حسين برلاس كه يكى از امراى پادشاه بود مىنمود و مردم و بعضى از افغانان او را نيز از طبقهء [ 215 ] لودى و اشرف آن قبيله مىدانند ، آن جناب به مرور ايّام جمعى از افغانان كه در اطراف و انحاى ولايات پريشان و سرگردان مىگشتند ، با خويش متّفق ساخته اوّل حصار خبارا را كه حصنى بود در غايت محكمى و استوارى به مكر و فريب بگرفت و جمعى را به محافظت آن حصار بداشت و با حضرت پادشاه عالم‌مدار همايون پادشاه بن پادشاه وافر تهوّر سلطان بابر در مقام اطاعت و انقياد درآمده بر حسب ظاهر تملّقات عادى به كار مىداشت و باطنا رايت مخالفت برافراشته در جمع لشكر و استعدادآلات محاربه مشغول بود . در ايّامى كه حضرت پادشاه ربع مسكون محمد همايون به صوب گجرات نهضت فرمود و مدّت يك سال و چند ماه در آن ولايت توقّف نمود ، شير خان فرصت را غنيمت شمرده اكثر ولايت كه در آن طرف آب گنگ واقع

--> ( 1 ) . اگره : يا اگرا شهرى است در هند كه اكبرآباد نيز گفته مىشد و مدتها پايتخت تيموريان هند بود . اكنون جزو ايالت اوتارپرادش است . ( دايرة المعارف فارسى ) . ( 2 ) . پانى پت : شهرى است در پنجاب شرقى هند ( دايرة المعارف فارسى ) .