خورشاه بن قباد الحسينى

273

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

ذكر جلوس سلطان جلال الدين فيروزشاه بر تخت دهلى « 1 » به فيروزى در اين فيروزگون مهد * سر فيروزشه شد سرور عهد سن فيروز شاه در زمان جلوس از هفتاد زياده بود . پادشاهى حليم سليم متواضع متخلّق بود ؛ در ايّام دولت خود كارهاى نمايان كرد و تا حدود غزنين و سرحدّ تركستان لشكر كشيده با مغولان حربهاى عظيم نمود و بلاد هندوستان را تمام در حيطهء ضبط و تصرّف درآورده قلعه‌هاى محكم در حيّز تسخير او درآمد . شعر به فيروزى در اين زنگارگون « 2 » سطح * بسى قلعه گشاد از يارى فتح آن جناب ، در ابتداى جلوس برادرزادهء خود سلطان علاء الدين را به ايالت ولايت عوض فرستاد و سلطان علاء الدين در آن سرزمين استظهار و استعداد تمام پيدا كرد و با سپاه تندخوى جنگجوى روى به تسخير دهلى نهاد و سلطان فيروز برگشته‌روز ، اعتماد برادرزاده كرده به استقبال او تا كنار آب جون شتافت و چون عمّ و برادرزاده نزديك يكديگر رسيدند ، سلطان فيروز به اميد آنكه علاء الدين رعايت حقوق سابقه كه در ذمّت او داشت [ 207 ] خواهد نمود با پنج نفر از آب عبور نمود و علاء الدين طريق مروّت را نسيا منسيا انگاشته فيروز را به قتل رسانيد و به دل قوى به دهلى شتافته ، لواى پادشاهى مرتفع گردانيد . مدّت سلطنت سلطان فيروز هفت سال بود « 3 » .

--> ( 1 ) . تاريخ فيروزشاهى ، ص 175 : « در تاريخ شهور سنهء ثمان و ثمانين و ستمايه ( 688 ) سلطان جلال الدين فيروز خلجى در كوشك كيلوكهرى بر تخت پادشاهى جلوس كرد ، مولوى سيّد احمد خان صاحب ، مصحح كتاب ، از قول صاحب مثنوى مفتاح الفتوح ، تاريخ صحيح جلوس را ، تسع و ثمانين و ستمايه 689 قيد كرده است . به گاه چاشت با فيروزى مال * ز هجرت ششصد و هشتاد و نه سال » . ( 2 ) . اصل : كوى . ( 3 ) . تاريخ فيروزشاهى ، ص 245 به بعد : « سلطان جلال الدين دست علاء الدين گرفته جانب خود مىكشيد ، اشارت غدّاران سنگدل در كار شد ، محمود سالم كه مفرد و مفردزادهء بداصل سامانه بود تيغ جانب سلطان انداخت آن تيغ كارى نيامد ، دست آن خاكسار بدروز بريده ،