خورشاه بن قباد الحسينى
267
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
خودش عارى و برى مىسازند و از نقد و جنس آنچه دارد در موضعى جمع ساخته ضبط مىنمايند و وارثان او را نيز در آن دخل نمىدهند . بيمار از مشاهدهء آن حال اعراض نموده مرضش به زودى منجر به موت مىشود و بعد از آن اموال و اسباب او را در بيت المال به فراغ بال جمع مىسازند . ديگر از واردات احوال و وقايع اين خسرو عديم المثال آنكه بعد از غزاى كفّار فرنگ دو مرتبه به اغواى اولامه « 1 » سلطان روملو « 2 » كه از درگاه پادشاه « 3 » فلك جناب شاه طهماسب روگردان شده به آن حضرت پيوسته بود لشكر به ولايت آذربايجان و عراق كشيد و در مرتبهء اوّل ابتداى فصل خريف بود كه اردوى كيهانپوى در ظاهر شهر سلطانيّه نزول نمود . و از « 4 » اتّفاقات سيه ، برف و سرماى بىمحل دست داد و به مرتبهاى اشتداد پيدا كرد كه از وفور برف و شدّت برودت « 5 » بسيارى از روميان عرضهء تلف شدند . [ 203 ] آخر الامر خواندگار از آن مكان كوچ كرده به طرف بغداد رفت و در آن سال حصار بغداد را در حيطهء تسخير درآورده بر تمامى عراق عرب فرمانروا گشت . اين قضيّه در شهور سنهء احدى و اربعين و تسعمايه [ 941 ] واقع شد . و در سنهء اثنى اربعين [ و تسعمايه 942 ] « 6 » يك مرتبهء ديگر از راه تبريز تا نواحى درگزين و همدان آمده به سبب فقدان آزوقه بازگشت و در اين مرتبه حصار واسطان را بگرفت و در شهور سنهء خمس و خمسين و تسعمايه [ 955 ] يك مرتبهء « 7 » ديگر به اغواى القاس ميرزا « 8 » با سپاه ظفرانتما به دار السلطنت تبريز آمد . چون از وعدههايى كه القاس ميرزا كرده بود اثرى به ظهور نرسيد ، آن پادشاه عاليشأن از حركت خويش پشيمان شده به مقرّ دولت خود مراجعت نمود و در اين مرتبه حصار وان را از شاه على سلطان « 9 » چپنى كه كوتوال حصار مذكور بود به لطف و عنف بگرفت و در شهور سنهء احدى و ستين [ و تسعمايه 961 ] « 10 » نوبت ديگر از براى دفع صولت قزلباشان كه به سرحدّ روم رفته دست به نهب و غارت برآورده بودند ، عازم آذربايجان شد و تا
--> ( 1 ) . ب و ت : المه . ( 2 ) . ت : روملى . ( 3 ) . ت : شاه . ( 4 ) . ب : در . ( 5 ) . ت : از وفور برودت برف و شدت . ( 6 ) . ب و ت : ندارد . ( 7 ) . ت : به مرتبه . ( 8 ) . ت : سلطان القاس ميرزا . ( 9 ) . ت : شاهقلى سلطان . ( 10 ) . ب و ت : ندارد .