خورشاه بن قباد الحسينى

264

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

[ 919 ] طمع در بعضى از مملكت روميان كرده جمعى از امرا و سپاه را بدان صوب فرستاد . عساكر منصور بعد از وصول به نواحى ولايت روم دست تطاول به هرگونه بىحفاظى برآورده از شرايط بيدادى دقيقه‌اى نامرعى نگذاشتند . چون اين خبر به سلطان سليم رسيد لشكر بىاندازه « 1 » از اطراف و اكناف ولايت روم جمع آورده عازم ديار آذربايجان شد و در نواحى خوى و سلماس در موضع چالدران در بهار سنهء عشرين و تسعمايه [ 920 ] با پادشاه ملك ايران مصاف داده حرب عظيم درهم پيوست « 2 » . بعد از ستيز و آويز ، روميان غالب آمده ايرانيان روى به گريز نهادند . موازى پنج هزار آدم از طرفين در آن معركه به قتل آمده بودند . سلطان سليم از عقب مخالفان تا دار السلطنت تبريز آمده و قريب دو هفته در آن شهر توقّف فرمود و بعد از آن كوچ كرده به صوب روم معاودت نمود و در سنهء احدى عشرين [ و تسعمايه 921 ] « 3 » به پاى قلعه كاخ رفت و آن قلعه را كه با سدّ سكندر برابرى مىكرد « 4 » مسخّر ساخته در همان سال بر سر علاء الدوله ذوالقدر لشكر كشيد و او را در جنگ بكشت و ولايت او را در تحت ضبط و تصرّف درآورد . در فصل شتا به شهر برسا رفته آنجا قشلاق كرد و در آخر سنهء اثنى و عشرين [ و تسعمايه 922 ] « 5 » ولايت شام و حلب را از تصرّف والى مصر بيرون برد و بر آن مملكت نيز مستولى گشت و در سنهء ثلاث و عشرين [ و تسعمايه 923 ] « 6 » لشكر به طرف مصر كشيد و با پادشاه آنجا مكرّر محاربات كرد « 7 » تا صورت فتح و ظفر در آينهء مرادش [ 201 ] جلوه‌گر شد و والى مصر را به قتل رسانيده بر سرير سلطنت سواد اعظم مصر ، كه عليكم بالسواد الاعظم مخبر از عظمت شأن اوست فرمانروا شده در آن سال در مصر قشلاق گرفت . سلطان سليم پادشاه فيروز جنگ پرشكوه بود و مهابت تمام داشت ؛ در ايّام دولت خود كارهاى نمايان كرد و سپاه بىشمار در ظلّ رايت او جمع آمده بودند و آن جناب به مزيد شوكت وسعت مملكت از ساير قياصرهء روم ممتاز و متفرد بود . چند مرتبه با كفّار فرنگ محاربات

--> ( 1 ) . ب : لشكرى اندازه . ( 2 ) . جنگ چالدران در دوّم رجب اتّفاق افتاد . ( عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 42 ) . ( 3 ) . ب و ت : ندارد . ( 4 ) . ب : مىكرد و . ( 5 ) . ب و ت : ندارد . ( 6 ) . ب و ت : ندارد . ( 7 ) . ت : محاربه نمود .