خورشاه بن قباد الحسينى

241

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

خود افتادند و در آن اثنا بعضى از متان مثل آقاسهراب و آقا بيجن فرصت يافته خود را به درگاه عالم‌پناه « 1 » رسانيدند « 2 » و پيكر تسخير مملكت مازندران را در نظر حضرت شاه عالميان به سهل و آسان جلوه دادند . و آقا محمد از غايت اضطرار ، رسولان با تحف و پيشكش فراوان به پايهء سرير ثريّامكان ارسال داشته ، قاضى جهان را شفيع جرايم خويش گردانيد و قاضى جهان به زبان تضرّع و تشفع گناه آقا محمد را درخواست نموده سه هزار تومان تبريزى مقرّر داشت كه آقا محمد به رسم جريمانه « 3 » به خزانهء عامره برساند . حضرت « 4 » شاه عالميان از آن مكان كوچ فرموده به طرف دامغان رفت ، امّا امير عبد اللّه كه به « 5 » نواحى آمل آمده بود جمعى از متجنّدهء آن ولايت با او موافقت نموده « 6 » آن جناب بر ولايت بارفروش‌ده نيز مستولى شد و آقا محمد خلف ارشد خود آقا رستم را با قريب « 7 » ده هزار سوار و پياده از براى دفع آن فتنه نامزد كرد . آقا رستم جوان شجاع [ و ] دلير بود ، امّا به سبب افراط كه در شرب خمر و مباشرت « 8 » مىنمود ، مزاجش از حد اعتدال انحراف يافته علل متّضاد « 9 » بر بدنش مستولى شده بود و مع ذلك « 10 » ترك [ 186 ] شراب نمىتوانست كرد و در وقتى كه به خصم نزديك شده بودند و داعيه داشتند كه روز ديگر محاربه نمايند ، در شب آن روز آقا رستم كه مست شراب ناب در بستر عزّت و استراحت به خواب رفته بود ديگر كس او را بيدار نديد . از حدوث آن واقعه سپاهش به هم برآمده « 11 » طريق « من نجا برأسه فقد ربح » « 12 » پيش گرفتند و چون اين خبر به امير عبد اللّه رسيد بىتأمّل بر سر اردوى او آمده دست به نهب و غارت برآورد و نصف مازندران را از روى قدرت و استيلا در حيطهء ضبط و تصرّف درآورده بر « 13 » آن ولايت فرمانروا گرديد و

--> ( 1 ) . ت : عالم‌پناه شاهى . ( 2 ) . ت : رسانيده . ( 3 ) . ت : جرمانه . ( 4 ) . ت : « حضرت » ندارد . ( 5 ) . ت : در . ( 6 ) . ت : به او موافق نموده . ( 7 ) . ب : قرب . ( 8 ) . ت : « و مباشرت » ندارد . ( 9 ) . ت : متضاده . ( 10 ) . ت : بمع ذلك . ( 11 ) . ت : سپاهش متفرق شده . ( 12 ) . تمثيل . فرايد اللئال فى مجمع الامثال ، ج 2 ، ص 262 . ( 13 ) . ت : در .