خورشاه بن قباد الحسينى

238

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

شعر جهان آن كسى راست كاندر جهان * بود آگه از كار كارآگهان سكندر شنيدى كه درياى چين * چسان ريخت بر اهل يونان‌زمين خبردارى از حيلهء تهمتن * كه چون خورد ازو تير رويينه‌تن القصّه ، مظفّر بيك بعد از اين حركت شنيع ، سر رفيع قدر امير شاهى را برداشته به طرف سارى معاودت نمود و بعد از وصول به آن حدود ، آقا محمد اظهار مسرّت و شادمانى كرده « 1 » هفت شبانه‌روز نقارهء شاديانه نواختند و جشن پادشاهانه آراسته مظفّر بيك را منظور نظر عاطفت بىغايت و مشمول بحار مكرمت بىنهايت ساختند . ايّام سلطنت امير شاهى قريب هفت سال امتداد يافت و در عنفوان جوانى روى از سراى فانى برتافت . از وى سه فرزند « 2 » يادگار ماند . دو نفر كه در خرّم‌دژ بودند ، بعد از قتل اميرشاهى « 3 » به دست آقا محمد گرفتار شدند . آن هر دو شاهزاده با چندى ديگر از سيّدزادگان كه وارث ملك مازندران بودند به سعى آقا حسن‌مت كشته شدند و يك پسر ميرشاهى كه مير سلطان مراد نام داشت و در گيلان بود به سلامت مانده آخر قدم بر مسند حكومت آن ولايت نهاد و شرح حال او عن‌قريب در اين اوراق رقم‌زدهء كلك بيان خواهد گشت ، ان شاء اللّه تعالى . ذكر حكومت آقا محمّد روزافزون بر تمامى ملك مازندران و تسلّط يافتن به عون ملك ديّان آقا محمد روزافزون نسبت « 4 » نسب خويش را به سلطان ابراهيم ادهم - قدس سرّه - درست مىنمود و از حليهء سخا و كرم كه شيوهء مرضيّهء سلاطين ذوى الاقتدار است خالى نبود ، بعد از قتل ميرشاهى به فيض فضل نامتناهى الهى « 5 » بر تمامى ولايت مازندران فرمانروا گشته جميع گردنكشان ديووش « 6 » و فرعون‌وشان سركش‌سر

--> ( 1 ) . ب : كرد . ( 2 ) . ت : پسر . ( 3 ) . ت : « بعد از قتل اميرشاهى » ندارد . ( 4 ) . ت : به سبب . ( 5 ) . ب : الهى نامتناهى . ( 6 ) . ت : ديوش .