خورشاه بن قباد الحسينى

220

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

رشت « 1 » به سمع امير كالنجار كه به سرافراز سلطان مشهور است و برادر كهتر امير عبّاس و سپهسالار ولايت رشت بود رسيد ، با لشكر آن حدود بر سر امير بهادر تاخت . امير بهادر چون تاب محاربه و مقاتله با او نداشت خان احمد را برداشته در جنگلها فرار نمود و سرافراز سلطان بعد از تفحّص و تجسّس پى به آن « 2 » جنگل برده امير بهادر به جزاى اعمال خويش گرفتار شد و سرافراز سلطان ، پادشاه را به دست آورده به مقرّ سلطنت معاودت نمود و بعد از دو سه سال كه در ايالت و حكومت به سر برده بود ، دعوت حقّ را لبيك اجابت گفته به برادران خويش پيوست . و چون خان احمد در آن ايّام به سن رشد و تميز رسيده بود خود به نفس نفيس مباشر امور سلطنت خويش گشته ديگر زمام اختيار و اقتدار خود را به دست كس نداد و شرايط حزم و احتياط را مرعى داشته قدم از طريق عدالت و نصفت بيرون ننهاد . الحقّ خدمتش پادشاهى است به حسن خلق و صفاى طبع و زيور سخا و كرم موصوف و به حلاوت گفتار و محاسن كردار و حليهء فضل و افضال معروف . به صحبت علما و ارباب فضل به غايت مايل و همگى همّتش مقصور بر تحقيق مسائل . ذكر جميلش در افواه و السنهء ايّام [ 169 ] مذكور است و اوصاف پسنديده‌اش در اطراف و اقطار جهان مشهور . مىتوان گفت كه در بوستان سلطنت آن دودمان ، گلى به تازگى و طراوت اين پادشاه سكندرنشان نشكفته و در چمن دولت آن خاندان سروى « 3 » به لطافت و نضارت اين خسرو عاليشأن قد نكشيده . از وفور همّت و يمن معدلتش چندان فضلا و شعراى سخن‌طراز و خوانندگان و نوازندگان خوش آواز نغمه‌پرداز در ظلّ رأفت و سايهء عاطفتش جمع آمده‌اند كه هر يك از ايشان از نوادر روزگار و يگانهء عصرند . سيّما استاد زيتون كمانچه‌نواز كه در فنّ خويش عديل و نظير ندارد و قلم و زبان از وصف و بيان نغمات او عاجز و حيران است و آن خسرو عالى مقدار نيز از فنّ موسيقى و نواختن سازها بهرهء تمام دارد و اكثر صنايع را خوب مىداند و اوقات ايّام و ليالى را به صحبت اين طبقات عظام صرف مىنمايد و طبع لطيفش به حليهء نظم آراسته است و اشعار خوب دارد . از جمله اين دو مطلع از اوست :

--> ( 1 ) . ت : رستمدار . ( 2 ) . ت : بىپايان . ( 3 ) . ت : سرورى .