خورشاه بن قباد الحسينى

214

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

حسين كياى چلاوى مشغول بود ، كاركيا ميرزا على برادر اعيانى خود كاركيا سلطان حسن را با تحف و هداياى فراوان به پايهء سرير ثريّامكان فرستاده اظهار اطاعت و اخلاص نمود . حضرت شاه عالم‌پناه نظر بر حقوق ايادى و احسان كاركيا ميرزا على افكنده برادر او را نوازش بيش از پيش فرمود و بعد از فتح قلعهء مذكور چون موضع ساوخ بلاغ مضرب خيام عساكر منصور گشت ، در آن سرزمين كاركيا سلطان حسن به تاج زردوزى و كمر شمشير مرصّع و چهار قب و اسب با زين طلا اختصاص يافته رخصت انصراف به صوب جيلان يافت و چون بدان نواحى رسيد هواى سلطنت « 1 » در سرش افتاده با برادر اظهار مخالفت كرد و كيا فريدون را كه از جانب كاركيا ميرزا على ، حاكم ديلمان و وكيل السلطنه بود در موضع شلندرود در سنهء عشر و تسعمايه [ 910 ] بكشت . كاركيا ميرزا على چون بر حركت ناپسند برادر وقوف يافت روى از وادى سلطنت برتافته آن امر خطير را به برادر گذاشت و خود عزلت و عبادت « 2 » اختيار فرمود . كاركيا سلطان حسن دل بر عروس ملك بسته به وصال او بسى مسرور بود و در آن اثنا پسر خود خان احمد را به درگاه حضرت شاه دين‌پناه فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نمود و چون مدّت يك سال و نيم از حكومت و سلطنت كاركيا سلطان حسن بگذشت ، جمعى از مردم فداىوش در خفيه [ 164 ] با كاركيا ميرزا على اتّفاق نموده در شب پنج‌شنبه چهارم رمضان سنهء احدى عشر و تسعمايه [ 911 ] در رانكوه بر سر كاركيا سلطان حسن رفته آن جناب را در جامهء خواب بكشتند . در همين شب اين خبر به لاهيجان رسيد . امراى سلطان حسن دانستند كه اين حركت به فرمودهء كاركيا ميرزا على واقع شده مجموع به يك جاى جمع آمده روز ديگر بر سر كاركيا ميرزا على رفته آن سيّد عاليشأن را به قتل رسانيدند . آن جناب شصت و چهار مرحله از مراحل زندگانى طىّ نموده بود . در ايّام دولت پدرش بيست و دو سال ايالت لاهيجان تعلّق به وى داشت و بعد از پدر قريب بيست و شش سال به استقلال و كامران در ولايت جيلان سلطنت نمود . خدمتش پادشاه عابد زاهد بود و خيرات و مبرّات بسيار داشت و عموم اوقات با بركاتش به عبادات و تلاوت قرآن مىگذشت . در زمانى كه اين وقايع در آن ديار روى نمود ، كاركيا سلطان احمد بن

--> ( 1 ) . ت : هواى سوداى سلطنت . ( 2 ) . ت : عيادت .