خورشاه بن قباد الحسينى
165
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
حضرت شاه خلافت پناه روگردان شده به ما خواهند پيوست . در زمانى كه اردوى روميّه به سيواس نزول نمودند ، القاس [ ميرزا ] كتابتى طولانى به شاه على سلطان چپنى كه كوتوال حصار وان و حاكم آن سرحدّ بود نوشته فرستاد ؛ مضمون آنكه در روز كليد حصار وان را برداشته به استقبال موكب گيتى ستان بشتابد كه خواندگار روم مرا پسر خوانده و مملكت عجم را [ و ] آن مرز و بوم به من ارزانى داشته است . و سواى « 1 » اسباب و جهات مرصّع آلات و اسب و استر و شتر ، سى هزار اشرفى « 2 » به من امداد نموده و خود با هفت ساله يراق و استعداد و با لشكريان « 3 » زياده از حيّز تعداد ، متوجّه آن صوب است و ده هزار راويه بر شتران بار كرده كه اگر احيانا شاه و سپاه از بيم لشكر قيامت نهيب فرار نموده به چول و بيابان « 4 » پناه برند ، صد هزار آخنجى رومى را [ 127 ] مقرّر داشتهاند كه از عقب ايشان به چول و بيابان « 5 » روان شوند و از راويهها « 6 » اسب و آدم را آب دهند و تا وقتى كه به مطلوب خويش فايز نشوند باز نگردند . چون نوشتهء القاس ميرزا به شاه على سلطان رسيد ، آن جناب مكتوب مذكور را مصحوب ملازم خويش به درگاه فلك بارگاه ارسال داشت و حضرت شاه خلافتپناه چون بر مضمون نوشتهء القاس [ ميرزا ] مطّلع گشت ، به دبيران عاليشأن اشارت فرمود كه كلمهاى چند در جواب مكتوب نامرغوب او مرقوم و مسطور سازند . دبيران به موجب فرمان در جواب نوشتند كه شما را اين حكومت و سلطنت بالقوّه مبارك باشد ، امّا بر ارباب خرد اين معنى بسيار ظاهر است كه از سى هزار اشرفى در دنيا امر سلطنت انتظام نمىپذيرد و كار پادشاهى از پيش نمىرود . شعر ( اين نقد دو روزه را دلا باز گذار * كز نقد دو روزه برنمىآيد كار زان سان نقدى گزين كه در روز شمار * با آن گيرى قرار در دار قرار اگر تو را اين نقد دادند ، مرا نيز در درون خزانهء دل نقدى هست كه هم در دنيا و هم در عقبى به كار مىآيد و آن نقد محبّت امير المؤمنين على بن ابى طالب
--> ( 1 ) . ب و ت : سوى . ( 2 ) . ت : اشرفى نقد . ( 3 ) . ت : لشكرى . ( 4 ) . ت : بيان . ( 5 ) . ت : بيان . ( 6 ) . ب و ت : رابيها .