خورشاه بن قباد الحسينى

141

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

ذكر توجّه حضرت خلافت پناه به صوب قندهار چون والى ولايت قندهار ، قدم جسارت از طريق مراعات بيرون نهاده بود و آغزيوار خان را [ 108 ] با جمعى از لشكريان به قتل رسانيده و اموال و اسباب ايشان را به نهب و تاراج برده ، ضربان عرق حميّت شاهانه باعث قصد انتقام آن گروه گشته در اوّل بهار سنهء ثلث « 1 » و اربعين و تسعمايه [ 943 ] عنان عزيمت به صوب قندهار معطوف گردانيد و چون سايهء رايت ظفرپيكر شاهى بر ديار « 2 » قندهار افتاد ، خواجه كلان كه حاكم آنجا بود ، چون پشّه‌اى ضعيف‌نهاد كه از تندباد گريزان گردد ، به طرف كابل فرار نمود و ولايت قندهار بىاستعمال جنگ و جدل به تصرّف بندگان شاه عالم‌مدار درآمده ، يعقوب سلطان قجر « 3 » به موجب فرمان لازم الاذعان به ضبط و دارايى آن مملكت منصوب گشت و موكب همايون چون ديد كه از لشكر جغتاى خبرى و اثرى ظاهر نيست ، كوس معاودت فرو كوفته به جانب خراسان مراجعت فرمود و بعد از وصول به دار السلطنت هرات ، شاهزادهء كامكار ذوى الاقتدار سلطان محمد خدابنده را به ايالت شهر هرات تفويض نموده محمد خان شرف الدين اغلى را به اتابكى او نصب فرمود و باز رايت آفتاب اشراق به جانب عراق مستعلى گشت . مصراع به ملك عراق از خراسان شتافت از وقايع آن سال اوّل آنكه « 4 » ، شاه معزّ الدين محمد اصفهانى از منصب صدارت عزل شد و آن منصب به سيّد شاه مير ششدرى قرار يافت . ديگر آنكه در آن سال سلطان حسن ، والى جيلان به جوار رحمت ايزدى و اصل شده بود و از او دو طفل باز مانده بودند . ميان امرا و سران سپاهش مخالفت روى نموده بود ، حضرت شاه خلافت پناه در حين توجّه به جانب خراسان برادر اعزّ ارجمند ابو الفتح بهرام ميرزا را از براى انتظام آن ولايت به گيلان فرستاد . بهرام ميرزا بعد از وصول بدان ديار خواست كه بعضى مفسدان را به سزا و جزا برساند كه آن گروه جنگى ديوسار « 5 » با

--> ( 1 ) . ت : ثلاث . ( 2 ) . ت : « ديار » ندارد . ( 3 ) . ب : عجز . ( 4 ) . ب : آوانكه . ( 5 ) . ب : ديوساى .