خورشاه بن قباد الحسينى

139

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

خواهد كه به طرفى از اطراف بيرون رود نگذارند و خدمتش را گرفته به درگاه عالم پناه آرند . از عقب اين جماعت موكب همايون در اوايل تابستان سنهء ثلاث و اربعين و تسعمايه [ 943 ] از تبريز به عزم يورش خراسان روان شد و « 1 » به تأمل و آهستگى منازل و مراحل قطع مىكرد . چون نواحى رى و شهريار ، مضرب خيام عساكر نصرت شعار گشت ، در آن سرزمين سيادت پناه عرفان دستگاه ، شاه قوام الدين نوربخش به شرايط مهماندارى و مراسم خدمتكارى قيام و اقدام نمود « 2 » ، قريب يك هفته حضرت شاه عالم پناه را با امرا و سپاه ضيافتهاى لايق نموده پيشكشهاى موافق كشيد . گويند حضرت شاه خلافت پناه ، با سيادت دستگاه مومى اليه داعيهء مصاهرت داشت و مىخواست همشيرهء خود كه مخلّفهء مظفّر سلطان جيلان « 3 » بود در سلك ازدواج او درآورد . شاه قوام الدين چون خود را لايق آن رتبه و شأن ندانست ، از قبول آن معنى ابا و امتناع نموده در معرض آن امر در نيامد . حضرت شاه خلافت پناه از شاه قوام الدين رنجيد و از منزل او بيرون رفت و عاقبت وصلت مذكور با شاه نور الدين نعمت اللّه بافقى واقع شد و آن حضرت به اين سعادت مشرّف گشته منظور نظر عاطفت [ 107 ] و احسان بىپايان و محسود جميع اكابر اشراف عراق و خراسان گشت . و در اوّل فصل خريف سنهء مذكور ، رايات نصرت آيات به طرف خراسان مستعلى شد « 4 » و چون آوازهء توجّه موكب ظفراثر [ در ] « 5 » شهر هرات به گوش و هوش عبيد كر رسيد ، به قاعدهء معتاد روى به هزيمت نهاده به طرف ماوراء النّهر رفت . شعر غبار موكب منصورش از ره دور * شكست آرد به خصم ار هست فغفور حضرت شاه خلافت پناه چون بر فرار خصم گمراه مطّلع شد ، رأى جهان‌آراى چنان اقتضا فرمود كه موكب همايون از راه نسا « 6 » و ابيورد « 7 » ايلغار كرده سر راه بر خصم

--> ( 1 ) . ت : « و » ندارد . ( 2 ) . ت : نموده . ( 3 ) . ت : « جيلان » ندارد . ( 4 ) . ت : گشت . ( 5 ) . ب : ندارد . ( 6 ) . نسا : شهرى است از خراسان ، نزديك سرخس و ابيورد ( لغت نامه ) . ( 7 ) . ابيورد : در روزگاران گذشته جزو ولايت نيشابور به شمار مىآمده است و روزگار متمادى تابع خراسان بوده ولى فعلا جزو تركمنستان است و اين تغيير مرزى پس از زمان نادر شاه در سال 1885 م . صورت گرفته است . ( خراسان بزرگ ، ص 22 ) .