خورشاه بن قباد الحسينى
134
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
غياث الدين محمود نام داشت ، چون قدم از دايرهء اعتدال بيرون نهاده بود و همواره رايت ظلم و ستم مىافراشت از آتش آه مظلومان بسوخت و احمد بيك به سبب صفات حميده و سلوك پسنديده عاقبت از قلعهء النجق نجات يافته در اصفهان كه وطن مألوف و محل مأنوسش بود مقيم گشت و به عبادت حقّ جل و علا مشغول بود تا وقتى كه از جهان فانى درگذشت . ذكر مخالفت سام ميرزا و آغزيوار خان و رفتن ايشان به طرف قندهار و كشته شدن آغزيوار [ خان ] « 1 » و معاودت سام ميرزا به جانب خراسان در حالات گذشته به وضوح پيوست كه حضرت شاه خلافت پناه در وقتى كه سام ميرزا و آغزيوار خان را به ايالت شهر هرات تفويض مىنمود ، بعضى از امرا و اركان دولت عرضه داشتند كه در وقتى چنين ، سام ميرزا و آغزيوار را كه از نفاق باطنى خالى نيستند در دار السلطنت هرات گذاشتن مصلحت نيست . حضرت شاه فلك جناب جواب دادند كه كرم تا در ميان درخت است درخت را مضرّت مىرساند و در بيرون درخت هيچ مضرّت نمىتواند رسانيد ، اولى آن است كه هر كه با ما نفاقى در خاطر داشته باشد ، در هرات بگذاريم . عاقبت آغزيوار آنچه در باطن داشت ظاهر ساخته در همان سال رايت مخالفت برافراخت و علم شوكت خويش را به كفران نعمت نگونسار ساخت . شرح اين حال و تبيين اين مقال آنكه ، چون آغزيوار از طايفهء حسين خان بود و تربيت از او يافته بود ، چون خبر قتل حسين خان در هرات به سمع او رسيد ، توهّم بىجايگاه به خاطر خود راه داده به سوداى محال انديشهء تسخير ولايت كابل و قندهار به خاطر خود قرار داد و داعيه داشت كه آن ولايات « 2 » [ 103 ] را در حيطهء ضبط و تسخير درآورد و سام ميرزا را در آن ديار بر تخت سلطنت بنشاند و خاطر خويش را از دغدغهاى كه از جانب حضرت شاه خلافت پناه داشت برهاند . چون اين انديشهء دور از صواب در خاطر آن جناب رسوخ پذيرفت و ايالت ولايت كابل و قندهار ، بل اكثر بلاد زابلستان و هندوستان در
--> ( 1 ) . ب : ندارد . ( 2 ) . ت : ولايت .