خورشاه بن قباد الحسينى

118

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

غيبى و ارشاد هاتف لاريبى در آن مكان شريف از جميع ملاهى و مناهى كه سبب « 1 » اختلال امور جهاندارى است محترز و مجتنب گشته به جهت رواج و رونق ملّت بيضا و اجراى احكام شريعت غرّا به حكم كريمهء « إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ » « 2 » منع شرابخانه و قمارخانه و بيت اللطف و ساير امور منهى عنه فرموده در اين باب احكام مطاع به جميع بلاد ممالك محروسه روان ساختند و تأكيد تمام فرمودند كه هيچ آفريده پيرامون گناه ، خواه صغاير و خواه كباير نگردد و هر كس كه سرّا و علانيّة به امور منهى عنه ارتكاب نمايد حاكم شرع شريف آنچه سزا و جزاى او باشد به دو برساند . از آن تاريخ تا حالة هذه كه نهصد و هفتاد و يك هجرى است ، هيچ احدى را در بلاد عجم ، زهره [ 90 ] و ياراى آن نيست كه به امرى از امور نامشروع ارتكاب نمايد . اكنون از شراب و شرابخانه نه نام است و نه نشان و از باقى مكيّفات هم به جز افيون چيزى نيست در ميان . چون صفات حميده و خصايص پسنديدهء آن حضرت در آخر اين گفتار به تفصيل ذكر خواهد رفت در اين مقام به همين قدر اختصار نموده به كلك دو زبان بر لوح بيان مىنگارد كه چون رايات نصرت آيات شاهى به طرف عراق مستعلى گشت و ماهچهء لواى عالم‌آرايش پرتو ظفرقرين بر خطّهء اسفراين افكند ، در آن منزل تيمور كرد كه مير آخور خليفه محمد قورچىباشى بود ، از رى برگشته خبر آورد كه ( ابراهيم پاشا به تحقيق آمده و كتابتى به مهد عليايى بيگم نوشته مصحوب يكى از ملازمان شمس الدين خان ولد شرف بيك داده فرستاده است . مضمون آنكه از يراق مرصع آلات حضرت شاه اسمعيل آنچه باشد نزد من بفرستيد كه من آنها را به رسم تحفه به خدمت حضرت خواندگار فرستاده التماس صلح نمايم و نگذارم كه بدين ديار آيد و به قاعدهء مقرّر اين مملكت را باز بر شما مسلّم دارد و ما نيز باز گرديم . اولامه نيز عرضه داشتى به همين مضمون به حضرت بيگم فرستاده بود ) « 3 » . حضرت شاه خلافت‌پناه بعد از استماع اين خبر به سرعت هر چه تمامتر روان شد و به بيست و يك كوچ از هرات به كبود گنبد رى نزول اجلال فرمود . چون اسبان و شتران زبون و

--> ( 1 ) . ب : مناسبب . ( 2 ) . مائده ( 5 ) ، آيهء 90 . ( 3 ) . مطالب بين هلالين ( ) از تذكرهء شاه طهماسب ، ص 25 نقل شده است .