خورشاه بن قباد الحسينى
114
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
از ازبكان بىسروپا را فراهم آورده بىلبث و درنگ بدان « 1 » صوب مىتاخت . رأى جهانآراى نوّاب گردون اعتلا در اين مرتبه چنان اقتضا فرمود كه در زمستان آن سال در دار الملك هرات قشلاق فرمايند و چون فصل شتا به آخر رسد و طليعهء بهار از اطراف صحرا و كوهسار نمودار گردد ، عنان عزيمت را به طرف ماوراء النّهر منعطف گرداند و خصم بىحيا را گوشمال به سزا داده چنان نمايد كه ديگر قدم از حدّ فراتر ننهد . بر قرار مذكور يراق و استعداد قشلاق نموده امرا و لشكريان را به هر محل فرستادند . با آنكه در آن زمستان خبر رسيد كه اولامه سلطان با لشكر فراوان بر سر شرف بيك و سراجه سلطان و امراى رفيق ايشان آمده از طرفين حرب عظيم درهم پيوسته ، عاقبت اولامه غالب شده شرف بيك در جنگ كشته شد ؛ حضرت شاه خلافت پناه آن قضيه را چندان اعتبارى ننهاد و بر عزيمت مذكور همچنان مصرّ بود و فرمود كه اگر اولامه حركتى بىتقرّبى كرده باشد ، خواندگار روم [ 87 ] به ولايت ما نخواهد آمد . چون فصل شتا به آخر رسيد و آوازهء هجوم لشكر « 2 » ربيع منتشر گرديد ، حضرت شاه خلافت پناه ، القاس ميرزا را با بعضى از امرا به طرف مرو فرستاد و حسين خان و منتشا سلطان و امير بيك روملو و جمعى از قورچيان خاصّه به صوب غرجستان روان گردانيد و خود به نفس نفيس متوجّه طواف مشهد مقدّس شد و امرا كه به طرف غرجستان رفته بودند به اندك روزى فتح آن ولايت كرده مظفّر و منصور به هرات معاودت نمودند و حضرت شاه خلافت پناه نيز به شرف طواف مشرّف گشته از روح مقدّس « 3 » مطهّر امام الانس و الجن على بن موسى الرضا - عليه التحيّه و الدعا - طلب فتح و نصرت نموده با دل قوى و عزم درست ، باز به صوب هرات مراجعت نمود و بعد از وصول به هرات آهنگ سفر ماوراء النّهر نموده در يازدهم شهر ذو الحجّه متوجّه النگنشين شد كه در آن جلگه سپاه متفرّق را فراهم آورده با جمعيّت تمام ، اوّل بر سر قبّة الاسلام بلخ روند و بعد از فتح بلخ از جيحون عبور نموده ولايت ماوراء النّهر را بتازند و اركان تمكن « 4 » مخالفان را از صدمهء سپاه
--> ( 1 ) . ب : به طرف بدان . ( 2 ) . ت : « لشكر » ندارد . ( 3 ) . ب : تقدس . ( 4 ) . ت : تمكين .