خورشاه بن قباد الحسينى

مقدمه 14

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

مرشد كامل ، يعنى شاه اسماعيل و پسرش شاه طهماسب و يا بلاهاى طبيعى و خانمان‌سوز كه در لابه‌لاى مطالب نقل نموده ، نشان از بخت خفته و چشم فتنه‌گر بيدار مىدهد كه هر خوانندهء نكته‌سنجى به آسانى درمىيابد كه روزگاران بر مردم دردمند و دردكشيدهء اين سرزمين چگونه گذشته است . بىترديد ، ظهور سلسلهء صفويّه در عرصهء تاريخ ايران با ويژگىهاى مخصوص به خود در ابعاد فرهنگى ، سياسى و اجتماعى ايران تأثير به سزايى داشته است . رفتار تعصّب‌آميز پادشاهان صفويّه نسبت به اهل فضل ، سبب گريز آنان از ايران و پناه بردن به دامن شاهان هند گرديد تا خود را از وادى دردمندى و نامرادى به سرچشمهء حيات‌بخش التفات آنها رسانند و در سايهء لطف و توجه آنان آسوده از تاب آفتاب حوادث زندگى كنند « 1 » . در اين ميان پادشاهان دكن كه اغلب شيعى مذهب بودند و دولت گوركانى هند به خاطر حمايت‌ها و تشويق‌ها و زرافشانىها ، بيشترين سهم را از شعرا ، ادبا ، مترسّلان و مورّخان به خود اختصاص دادند كه ياد و نام آنها در كتاب‌هايى چون منتخب التواريخ بداؤنى ، شعر العجم شبلى ، رياض العارفين رضا قلى خان هدايت ، تحفهء سامى سام ميرزا و ساير منابع هم عصر آمده است . هم زمان با حكومت خاندان صفوى در ايران ، نظام شاهيان نيز در ولايت احمدنگر دكن بساط حكومت خود را گسترده بودند . احمد شاه مؤسّس اين سلسله كه در درگاه سلاطين بهمنى مقام وزارت داشت و به نظام الملك بحرى شهرت يافته بود ، در سال 896 ه . ق . سلسلهء نظام شاهيّه را تأسيس نمود . با مرگ احمد شاه در سال 914 ه . ق . پسر هفت سالهء وى به نام برهان بر تخت نشست و تا سال 961 ه . ق حكومت راند « 2 » . برهان شاه مردى اديب و شاعرى پارسىگو بود و از مروّجان زبان فارسى در جنوب هندوستان محسوب مىشد « 3 » كه به اهل فضل و ادب احترام مىگذاشت و در مباحثات علمى و ادبى شركت مىنمود و در شعر « سپهرى » تخلّص مىكرد . علاقه و توجّه برهان شاه به شعر و ادب سبب شد كه

--> ( 1 ) . تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 2 . ( 2 ) . برهان مآثر ، ص 356 . ( 3 ) . كاروان هند ، ج 1 ، مقدمه ، ص سى و شش .