خورشاه بن قباد الحسينى
مقدمه 12
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
شرح اين هجران و اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت دگر يكى از همين ايرانيان به هند رفته خورشاه بن قباد حسينى است كه مؤلف تاريخ معروف به ايلچى نظام شاه است ، يعنى همين تاريخى كه در دست داريد . خورشاه آن چنان كه نوشته در ايران متولد شده و سپس به هند رفته و در خدمت نظام شاه درآمده . اين نكته شايان ذكر است كه پس از آنكه سلسلهء بهمنى بر سراسر شبه جزيرهء دكن دست يافتند هر قسمت از آن را به يكى از سرداران خود سپردند و چون افراد سلسلهء مزبور روى به ضعف و سستى رفتند ، سرداران مزبور هر يك در قلمرو خود كوس استقلال زدند و بدين ترتيب پنج سلسله نظام شاهيان ، عادل شاهيان ، برار شاهيان ، قطب شاهيان و بريد شاهيان به حكومت رسيدند كه از اين سلسلهها قطب شاهيان و نظام شاهيان ، شيعه بودند . فراموش نكنيم كه شاه طاهر انجدانى كه به جرم داشتن عقايد اسماعيلى از ايران به هند گريخت ، به نظام شاهيان پناه برد . خورشاه نيز به شاه طاهر اعتقادى تمام داشت و شايد به همين علت بود كه از جانب نظام شاه به ايران آمد و به عنوان سفارت در قزوين نزد شاه طهماسب بار يافت و در حدود يك سال و نيم در خدمت شاه صفوى به سر برد و در اين مدت شاهد بسيارى از وقايع دربار بود و بعد هم نوزده سال ديگر در ايران ماند . در سال 971 به هند بازگشت و كتاب معروف خود را به نام قطب شاه ( 957 تا 989 ه . ق ) نوشت . البته كتاب خورشاه يك تاريخ عمومى است ، يعنى وقايع ايران از هبوط آدم تا زمان مؤلف ، ولى مهمترين قسمت كتاب وى همين بخش صفويه است كه حاصل مجالست و مؤانست يك سال و نيمهء اول در دربار صفوى و اقامت طولانى حدودا بيست ساله وى در ايران است . اين كتاب كه تاكنون به صورت نسخهء خطى مانده بود ، خوشبختانه به كوشش آقاى دكتر محمد رضا نصيرى به صورتى زيبا و شيوا و منقح و مصحح از طرف انجمن آثار و مفاخر فرهنگى چاپ شده و جا دارد كه اين توفيق را هم به مصحح محترم و هم به انجمن آثار و مفاخر فرهنگى تبريك بگويم و توفيقات ايشان و همه كسانى كه در راه اعتلاى ادب و فرهنگ و تاريخ اين سرزمين قدم برمىدارند از خداوند آرزو نمايم . عبد الحسين نوايى عضو شوراى علمى انجمن آثار و مفاخر فرهنگى آذر ماه 1379 شمسى