خورشاه بن قباد الحسينى
75
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
معمورى آن بلده و ساير بلاد خراسان سعى موفور به ظهور خواهد رسانيد . چون خاطر مبارك همايون [ از ] « 1 » امير خان رنجيده بود به عزل او فرمان داد . ذكر رفتن درميش خان به ايالت شهر هرات و آمدن شاهزادهء كامران شاه طهماسب و امير خان به درگاه جلالت مناط چون رقم عزل بر صفحهء [ امارت ] « 2 » امير خان مصلّو كشيده شد ، مقرّب الحضرت السلطانى درميش خان به ايالت شهر هرات و اتابكى شاهزاده سام ميرزا مقرّر شد و در همين سال زينل خان شاملو كه حاكم قزوين بود به امارت دار الملك استرآباد مفوّض گشت و اشارت عليّه به نفاذ پيوست كه درميش خان و زينل خان به اتّفاق متوجّه دار السلطنت هرات گردند و امير خان را در ملازمت شاهزادهء عاليشأن شاه طهماسب به پايهء سرير سلطنت آشيان روانه نمايند . اميران مشار اليهما « 3 » به موجب فرمان قضا جريان در شهور سنهء سبع « 4 » و عشرين و تسعمايه [ 927 ] از براى اخراج امير خان از شهر هرات به طرف خراسان نهضت نمودند و بعد از طىّ مراحل و منازل چون پرتو وصول بر حوالى هرات افكندند ، امير خان از غايت بيچارگى شهر را تسليم درميش خان نموده در ركاب شاهزادهء عالميان متوجّه پايهء سرير ثريّا مكان شد « 5 » . و در ماه صفر سنهء مذكور ، در آذربايجان به نواحى اردوى كيهان پوى پيوست ، امرا و اركان دولت و اعيان حضرت به رسم استقبال شتافته در همان روز شاهزادهء عالميان را به شرف دستبوس « 6 » حضرت شاه صاحبقران رسانيدند و حضرت شاه عالم مدار فرزند « 7 » ارجمند اكبر « 8 » را در بر عطوفت « 9 » و مهربانى گرفته روى مباركش را :
--> ( 1 ) . ب : ندارد . ( 2 ) . ب : ندارد . ( 3 ) . ت : مشار اليها . ( 4 ) . ت : تسع . ( 5 ) . ت : گشت . ( 6 ) . ت : دسبوس . ( 7 ) . ب : فرزند فرزند . ( 8 ) . ت : « اكبر » ندارد . ( 9 ) . ت : در كنار عطوفت .