حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2728
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
گرديد ( اعراب بردشير ميناميدند ) پس از آن پادشاهان خوزستان عمان و اصفهان مغلوب و مطيع گشتند اردوان اشكانى چون ديد كار اردشير خيلى بالاگرفته با قشون زيادى براى جنگ با او حركت نمود و در هرمزدكان خوزستان جنگكرده كشتهشد ( 224 ميلادى ) موافق روايات پهلوى يعنى كارنامه اردشير بابكان و فردوسى نسب ساسان به بهمن يا اردشير درازدست ميرسد يعنى جدّجدّ او كه نيز ساسان نام داشته و پسر دارا معاصر اسكندر بوده جلاى وطن كرده به هند رفته بود . در زمان اردوان اشكانى ايران به دويست و چهل دولت تقسيم ميشده و شاه اشكانى بر تمام پادشاهان رياست داشته . پاپك كه پادشاه پارس بوده در خواب مىبيند كه آفتاب از سر چوپانش ساسان نام طلوع و تمام عالم را روشن كرد شب ديگر باز در خواب مىبيند كه ساسان سوار فيل سفيدى است و همه به او تكريم ميكنند شب سوم مىبيند كه از خانه ساسان آتش مقدس شعلهزده تمام عالم را روشنكرد دانشمندان را خواسته تعبير خواب را ميخواهد آنها ميگويند كه ساسان يا پسرش شاه خواهد شد . پس از آن پاپك ساسان را خواسته معلوم مىكند كه نسب او به بهمن ميرسد و دختر خود را به او ميدهد و از اين ازدواج اردشير به دنيا ميآيد . اين حكايت بىشباهت به حكايت ايختوويگو و كوروش بزرگ نيست و صحت آن مورد ترديد است زيرا اولا مطابقت با تاريخ ندارد و از انقراض سلسله هخامنشى تا زمان پاپك بيش از پانصد سال گذشته بود در صورتى كه موافق روايات طول اين دوره را دويست سال مىدانند ثانيا اگر ساسان به هند رفت و اولاد او در آنجا ماندند خيلى مستبعد است كه بعد از پنج قران ايرانى مانده و ساسان معاصر پاپك بپارس مراجعت نموده چوپان او شده باشد چون در باب داستانهاى قديم سخن در پيش است بيش از اين ننوشته ميگذريم . ظن غالب اين است كه اين حكايت را گفتهاند