حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2034

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

بدست گرفت و از جهة رفتار خوش و نيكىهائيكه به فقراء و ضعفاء ميكرد ، مورد محبّت سربازان گرديد . او بعد شورش را در شهر سىكيون بر طرف كرد و در اين شهر ملكه شد . عقل او را بسيار ستوده‌اند ( همانجا ، بند 67 ) . در همين سال آن‌تىگون چون خبر يافت ، كه كاسّاندر ميخواهد بآسيا عبور كند ، پسرش دمتريوس « 1 » را با قشونى نيرومند و سردارانى مجرّب ، كه در زمان اسكندر در قشون كشىهاى او كار كرده بودند ، در سوريّه گذارد ، تا جلو بطلميوس مصرى را بگيرد و خودش عازم آسياى صغير شد . در اين قشون ، كه عدّه‌اش تقريبا به 14000 نفر ميرسيد ، 400 نفر كماندار و فلاخن‌دار پارسى بودند و 40 فيل هم به اين سپاه ضميمه شده بود . آن‌تىگون در آسياى صغير به فريگيّه رفت و در آنولايت زمستان را گذرانيد ( 314 ق . م ) . در 313 ق . م جنگ دوام داشت . كاسّاندر ، كه كاريّه را تصرّف كرده بود ، با آن‌تىگون آشتى كرد به اين شرايط ، كه قشون خود را به آن‌تىگون بدهد و تمامى شهرهاى يونان را تخليه كند ، آن‌تىگون هم ايالات سابق او را پس بدهد . پس از بستن اين عهد ، كاسّاندر از انعقاد آن پشيمان گشته ، سلكوس و بطلميوس را بكمك خود طلبيد . آن‌تىگون ، چون اين خبر بشنيد ، در خشم شده قشون برّى و بحرى بيونان فرستاد ، تا استقلال و آزادى آن را برقرار كنند . در 312 ق . م بطلميوس مصرى بهره‌مندىهائى در سيرن و قبرس داشت . بعد بتحريك سلكوس خواست دمتريوس پسر آن‌تىگون را از سوريّه بيرون كند و با اين مقصود از اسكندريه به پلوزيوم درآمده ، از آنجا از راه كوه بغزه رفت و دمتريوس هم بهمانجا شتافت ( ديودور ، كتاب 19 بند 80 ) . جدال غزه تمام دوستان دمتريوس به او نصيحت ميدادند ، كه با سردارى كارآزموده ، مانند بطلميوس سرپنجه نرم نكند ، ولى او اين پندها را نشنيد و ، چون خيلى جوان بود ، خواست با يك نبرد قطعى كار را يكسره

--> ( 1 ) - Demetrius .