حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2028

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

آنها را دعوت كرد ، شهرشان را از نو بنا كنند . ديودور در اينجا گويد : كه اين شهر بدبخت چندين دفعه در ازمنهء گذشته ، زيروزبر شده بود و اهالى آن محنتهاى زياد ديده بودند . تبىها پيشنهاد كاسّاندر را با شعف پذيرفتند و شهرهاى مختلف يونانى هم همراهى كردند ، تا بعد از بيست سال ، اين شهر بدست ب‌اسىها از خرابه‌هاى خود برخاست و نه فقط آتنىها ، بل يونانيهاى ديگر و حتّى يونانيهاى ايطاليا و سيسيل ، نيز ببناى اين شهر كمك كردند ( كتاب 19 ، بند 54 ) . كاسّاندر ، كه به طرف پلوپونس ميراند ، دانست ، كه اسكندر پسر پوليس‌پرخون تنگ‌كرنت را دفاع مىكند و براى اينكه ، در اين جاى تنگ قواى خود را تلف نكند ، به مگار رفته كشتىهائى ساخت و قشونش را با فيل‌ها بكشتىها نشانده به اپيدور « 1 » واقع در پلوپونس درآمد و از آنجا به آرگس رفته ، اهالى آن را مجبور كرد از اسكندر برگشته طرفدار او گردند . بعد در ولايت مسّنى شهرهائى گرفت و چون اسكندر پسر پوليس‌پرخون نميخواست جنگ كند ، ساخلوى در تحت رياست موليكوس « 2 » در گرانى « 3 » گذارده بمقدونيّه برگشت « 4 » ( 315 - 316 ق . م ) . فصل چهارم - اتحاد اول جانشينان ديگر بر ضد ان‌تىگون مقدّمه جنگهائى ، كه در سال 316 - 317 ق . م خاتمه يافت ، مقدّمات تجزيه امپراطورى اسكندر بود . قتل آرّيده - فيليپ و اورىديس و محكوم گشتن المپياس باعدام ثابت كرد ، كه جاه‌طلبى سرداران اسكندر نخواهد گذاشت ، دولت او ولو بشكلى ، كه داشت ، يعنى به صورت اسمى بيرسم باقى بماند . ركسانه با پسرش اسكندر در شهر آمفى پوليس محبوسند ، كاسّاندر در مقدونيّه مدّعى سلطنت است ، ليزيماك مالك الرّقاب تراكيّه ، آن‌تىگون

--> ( 1 ) - Epidaure . ( 2 ) - Molycus . ( 3 ) - Granie . ( 4 ) - براى دانستن محلهاى مذكور بنقشهء يونان در اين تأليف رجوع شود .