حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2017

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

بهره‌مند بودند ، از جهت اينكه ، در حمايت سواره نظام نبودند ، تنها ماندند . با وجود اين اومن كوشيد دسته‌هاى سواره نظام را جمع كند ، ولى دسته‌هاى په‌سستاس امتناع ورزيدند و قشون مجبور گرديد عقب بنشيند . در اركان حرب هم در اين وقت اختلاف و تشتّت بود ، زيرا اومن ميخواست جنگ را از نو شروع كند ، ولى ولات ميخواستند بايالاتشان برگردند . در اين حال مقدونيهاى آرژيروسپيد ، چون خبر يافتند ، كه اردوگاه در دست دشمن است ، بفكر زنان و اطفال و اقرباى خود افتاده بهيچيك از دو شقّ مذكور حاضر نگشتند و در نهان با آن‌تىگون تبانى كرده اومن را به او تسليم داشتند . بعد آن‌تىگون بنه‌هاى اين سپاهيان را بخودشان پس داده ، پس از گرفتن بيعت ، عدّه آنها را در قشون خود داخل كرد . ولات هم براى حفظ منافع شخصى ، سردارشان را رها كردند . پس از آن آن‌تىگون ، كه آقاى اومن و تمامى لشكر او شده بود ، آن‌تىژن رئيس آرژيروسپيدها را توقيف و در صندوقى كرده ، دستور داد آن را آتش زدند ، اوداموس را ، كه از هند براى اومن فيل آورده بود ، كشت و سلبانوس « 1 » و چند نفر ديگر را ، كه با او دشمن بودند ، نابود كرد . آن‌تىگون ميخواست اومن را نكشد ، زيرا چون او را سردارى لايق ميدانست ، مايل بود از لياقت او استفاده كند ، ولى آرژيروسپيدها با كمال ابرام قتل او را خواستند و آن‌تىگون او را هم كشت ، اما نظر بدوستى سابق امر كرد ، جسد او را بسوزانند و خاكسترش را در ظرفى براى دوستان اومن فرستاد ( 317 - 316 ق . م ) . پس از اين كارها ، آن‌تىگون براى قشلاق بماد رفت و اردوى خود را در ديهى در نزديكى همدان زد . بعد او قشون خود را در تمامى ماد بپراكند و مخصوصا قسمتى را هم به رگ « 2 » ( رى كنونى ) فرستاد . ديودور گويد ( كتاب 19 ، بند 44 ) اسم اين صفحه از بدبختىهاى بزرگى است ، كه در ازمنه قديم براى اهالى روى داده . در اين ناحيه شهرهاى آباد زياد بود ، ولى زمين لرزه‌ها ، اهالى اين صفحه را نابود ساخت و شكل زمين بقدرى تغيير

--> ( 1 ) - Celbanus . ( 2 ) - Raga .