حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2708

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

و شلوار معمولى پارتيها ديده مىشود و اين شخص كلاه مدوّر تيار بر سر دارد ، گيسوانش انبوه است و در حال برآمدگى مىباشد . كمان بدست چپ او است و تركشى روى زين در عقب سوار آويخته ، درحالى ، كه سوار نيزه را بگلوى حيوان فروبرده . ساختمان و حجّارى اين آثار بسيار خشن است ، ولى ، چون از مرور زمان خيلى صدمه ديده قضاوت مشكل است ( گراور نمرهء 158 ) . اينها است و امثال اينها آثارى ، كه از دورهء پارتى مانده يا اهل فن به آن دوره منسوب ميدارند . اگر بخواهيم يك قضاوت كلّى در باب اين آثار بكنيم ، بايد بگوئيم ، كه از حجّارى و كارهاى صنعتى دورهء هخامنشى پست‌تر است و در دورهء پارتى صنعت حجّارى ايران نسبت به اين صنعت در دورهء هخامنشى عقب رفته ، چون پارتيها داراى سرمشقهائى مانند صنايع تخت‌جمشيد و نقش‌رستم و غير آن بوده ، از طرف ديگر بسرمشقهاى يونانى دسترسى داشته‌اند ، اين حجّاريها را بايد خيلى خشن و نامتناسب دانست ، اگرچه كشيدن خطّ فاصلى هم بين حجّاريهاى ايندوره و دورهء ساسانى بىاشكال نيست . اين آثار نشان ميدهد ، كه قوم پارت اعتنائى بصنايع مستظرفه نداشته ، قواى خود را در جنگ و شكار و حكومت و مملكت‌دارى صرف ميكرده و در اين راه ببهره‌منديهائى خيلى بزرگتر رسيده است . تا اينجا صحبت از آثار پارتى در ايران بود . چون در بعض جاها ، كه امروز خارج از ايران بشمار ميرود ، نيز برخى آثار را بپارتىها يا بدورهء آنان نسبت ميدهند ، مقتضى است نظرى هم به اين آثار بيفكنيم . بنابراين گوئيم ، مهمترين آثارى ، كه در خارج ايران بتوسّط اهل فنّ بدورهء پارتى مربوط گرديده ، همانا آثار الحضر است . اين آثار را لايار « 1 » انگليسى در تاريخ 1846 ديده ، راس « 2 » در جلد نهم مجلهء انجمن جغرافيائى سلطنتى انگليس و نيز فرگوسن « 3 » در كتاب خود راجع بتاريخ معمارى ذكر كرده‌اند و اشخاصى ، كه مايل باشند ، در آثار پارتى بيشتر دقيق شوند ، بتأليفات مذكور رجوع خواهند كرد . چون مقصود ما از شرحى ، كه در اينجا نوشته مىشود ، ذكر كليّاتيست از آثار پارتى ، در توصيف آثار الحضر هم از اين اندازه تجاوز

--> ( 1 ) - Layard . ( 2 ) - Rass . ( 3 ) - Fergusson .