حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2705

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

به مهرداد و كاسّيوس رومى با حجّاريهاى ديوارى نشان داده و كتيبه‌اى هم نويسانده ، كه بر خلاف كتيبهء داريوش ، بيونانيست . شاه روى اسب است ، نيزه بدست دارد ، كه حركت ميدهد و نيكه ، ربّة النوع فتح بعقيدهء يونانيها ، بالاى سر او پرواز مىكند . در اينجا ، چنان كه در صفحهء 2422 گفته شد ، گودرز خود را ساتراپ ساتراپها ، يعنى والى ولاة ميخواند ، برعكس سكّه‌اى از همان شاه ، كه بر آن شاهنشاه آريانا نقر شده است . اين حجّارى ديوارى موقعى را نشان ميدهد ، كه گودرز با حريف خود مشغول نبرد است و فاتح بيرون آمده . حجّاريها بواسطه طول زمان و دست مردم جاهل خراب شده . راولين‌سن در باب اين آثار چنين مينويسد ( ششمين دولت ، صفحه 390 ) : حال حاضر اين مجسّمه بىنهايت بد است ، زيرا تأثيرات آب‌وهوا و حوادث جوّى صور بزرگتر را بحدّى محو كرده ، كه آن را با نهايت اشكال ميتوان تشخيص داد . يكى از حكام اخير كرمانشاهان از روى كمال جهالت و وحشيگرى لوحهء سنگى سر هلالى ، كه بر آن بعضى عبارات بىمعنى كنده‌اند ، در وسط كتيبهء مزبور جاى داده ، بنحويكه ما حاليه با كمال اشكال ميتوانيم در باب زيبائى و ظرافت چنين صنعتى ، كه فعلا در آخرين درجهء خراشيدگى و فرسودگى در مقابل ما جلوه‌گر است ، قضاوت كنيم ، ولى با كمال جرأت ميتوان اظهار داشت ، كه اين كتيبه در بهترين حال اوّلىاش نيز ، در صورتى كه با نظائر اين گونه آثار آسيائى مطابقه شود ، از جمله آثار مهم و برجسته نبوده است . وضع و صفات عمومى اين كتيبه بيشتر بعصر ساسانى شبيه است تا بعصر پارسى و آسور ، صور و اشكال هيكلها بسيار خشن و نامتناسب ميباشند و تشخيص آنها بسيار مشكل است . صور اسبها نيز بصعوبت تميز داده مىشود و نسبت بجثّهء انسانها بسيار نامتناسب و كوچكست ، هيكل فرشته نسبت بهيكل شخصى ، كه ميخواهد تاج بر سر او گذارد ، نيز نامتناسب است . حتّى تاجى ، كه در دست فرشته است خيلى مضحك است ، زيرا