حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2696

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

راجع بزندگانى پارتيها آنچه معلوم است اين است : همه قسم گوشت ميخوردند ، شراب خرما زياد ميآشاميدند ، جنگ و شكار را دوست داشتند ، انواع بازيها و ورزشها در نزد آنها خيلى معمول بود و در آخر مجالس ميهمانى ميرقصيدند ، آلات موسيقى آنها نى و تنبور بود . زبان زبان مادرزاد پارتى آن مرحله زبان پارسى است ، كه در ميان علماء زبان‌شناس معروف به زبان وسطى يا زبان پهلوى است ( زبان وسطى نامند ، زيرا بين زبان پارسى قديم ، معمول دورهء هخامنشى و تقريبا زبان قرن نهم هجرى است ، كه امروز هم معمول است ) ، ولى زبان پارتى زبان شمال ايران است و جزئى تفاوتى با زبان پهلوى جنوبى ، كه معمول دورهء ساسانى بود دارد . خطّ خط پارتى خطّ آرامى است و اين معنى از دو چيز استنباط مىشود : يكى سكّه‌هائى است ، كه روى آنها كلمات پهلوى با خطّ آرامى نوشته شده است ( مثل سكّه‌هاى مهرداد چهارم و بلاش اوّل و سوّم و چهارم و پنجم و اردوان پنجم و غيره ) و ديگر سه نسخه نوشته است ، كه در اورامان كردستان در 1909 پيدا شده و دو نسخه از آن بخطّ يونانى و سوّمى به زبان پهلوى و خطّ آرامى است . هرسه روى پوست آهو نوشته شده و متعلّق بدورهء اشكانيان است ، زيرا تاريخ آن سنه 300 اشكانى است ، كه مطابق سنهء 53 م . مىشود و ليكن نبايد تصوّر كرد ، كه خطّ ميخى بكلّى متروك بوده ، زيرا در بابل لوحه‌هائى يافته‌اند ، كه متعلّق بدورهء اشكانى است و بخطّ ميخى نوشته شده . در اين لوحه‌ها مطالب قانونى و نجومى و سرودهاى مذهبى مندرج است ( مضمون اين لوحه‌هاى كوچك را تقريبا بيست سال قبل سترسماىير انتشار داده ) . بعض شاهان اشكانى و نجباى پارتى با زبانهاى خارجه آشنا بودند . پلوتارك اين خبر را راجع به ارد ذكر مىكند و گويد ، كه با زبان يونانى آشنا بوده و نمايشى در اين زبان از اورىپيد مصنّف يونانى در دربار ميدادند ( صفحات 2325 -