حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2686
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
چنين به نظر ميآيد ، كه اعيان بدرجاتى تقسيم ميشدند ، ولى خبر صحيحى در اين باب نداريم از نوشتههاى پلوتارك راجع بجنگ كراسّوس معلوم است ، كه سورنا بالاترين مقام را دارا بود ، شغل سپهسالارى قشون را داشت و تاج بر سر پادشاه ميگذاشت ، ساير چيزهاى اين خانواده را بالاتر ذكر كردهايم ( از قول پلوتارك در قسمت تاريخى اين كتاب ) . نجباء داراى املاكى وسيع بودند ، در اراضيشان زندگانى ميكردند و در موقع جنگ با سواران و رعاياى خود بجنگ ميرفتند ، اما در موقع صلح بوزراء يا بوالى محل خودشان در كارها كمك ميكردند و گاهى هم مستشار شاه واقع ميشدند . بعض اينها سركش بودند و از اين جهت اختلافات و حتّى زدوخوردهائى بين حكومت و اينها روى ميداد و از اقتدار سلطنت ميكاست . نجباى پارتى جنگ را دوست ميداشتند و هنگام صلح غالبا به شكار ميرفتند . در گرگان ببر زياد بود ، در كوههاى كردستان خرس و در بين النّهرين در دو طرف فرات و دجله و در باتلاقها پلنگ و شير . چنان كه از نوشتههاى فيلوستراتوس استنباط مىشود ( كتاب اوّل ، بند 38 ) شاهان اشكانى باغهاى وحش وسيعى ايجاد ميكردند ، در آنجاها خرس و ببر و پلنگ نگاه ميداشتند و در موقع شكار با اين جانوران مواجه ميشدند . هرچند مخاطرات اين نوع شكار از خطر شكار با جانوران مذكور در جنگلها و دشتها كمتر است ، باز ورزش خوبى بود و شجاعت شكارچىها را تحريك ميكرد ( فيلوستراتوس ، كتاب 1 ، بند 38 ) . لباس پارتيها ، چنان كه از نوشتههاى ژوستن ( كتاب 41 ) و هروديان ( كتاب 6 ، بند 20 ) استنباط مىشود ، عبارت بود از رداى بلندى ، كه تا قوزك پا ميرسيد و زير آن چيزى مانند ارخالق و شلوار ميپوشيدند . اين لباس از رنگهاى مختلف بود و بقول لوكيان گاهى لباس زردوز يا سيمبفت نيز ميپوشيدند و بقول يوسف فلاويوس ( كتاب 18 ، فصل 2 ، بند 4 ) خنجر يا قمهاى بر كمر داشته و آن را بسان اسلحه يا ابزار