حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2681
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
زيادى از يونانيها و سلوكيها تقليد كردهاند و اين گونه رفتار ايشان در بادى نظر باعث حيرت است : با آنكه آنها جدّ داشتهاند ، نژاد خودشانرا به هخامنشىها رسانيده به ايرانيها بفهمانند ، كه جانشينان شاهان مزبور ميباشند ، چگونه رفتارشان غير آن بوده ؟ جهت را بعضى چنين بيان ميكنند ، كه در ابتداء اشكانيان بپارسيها نزديك شده خواستند از آنها استفاده كنند ، ولى پارسىها ، چون پارتىها را دوست نداشتند ، آنها را باصطلاح به « بازى نگرفتند » و در نتيجه پارتيها از پارسىها مأيوس گرديده ترتيبات يونانى را تشويق كردند ، تا آنها را رو به خود كنند و آنها پارتيها را بكلّي قومى بربر ( خارجى ) نسبت بخودشان ندانند ، ولى اين نظر نبايد صحيح باشد . اوّلا از نويسندگان عهد قديم كسى اين نظر را ذكر نكرده ، راست است ، كه بعض نويسندگان مزبور گويند ، پارسيها و ماديها از خشونت پارتيها شكايت داشتند ، ولى اين خبر نميرساند ، كه تقليد آنها از يونانيها مبنى بر عدم همراهى پارسيها و ماديها از آنها بوده باشد . ثانيا بايد در نظر گرفت ، كه اگر پارتيها ميخواستند بپارسيها نزديك شوند ، جهت نداشت ، كه پارسيها نخواهند در ادارات پارتى داخل شوند ، چنان كه در قرون بعد مىبينيم ، كه حتّى در ادارات دولتهائى مانند دولتهاى مغول داخل ميشوند ، و حال آنكه پارتيها از حيث تمدّن از مغولها بمراتب برتر بودند . ما عقيده داريم ، كه پارتيها از دو جهت نخواستهاند به پارسىها نزديك شوند : اوّلا - ترتيبات دورهء هخامنشى در اين زمان از ميان رفته ( روايات پارسى گويد ، كه اسكندر آن را برانداخته بود ) و ترتيبات يونانى جاىگير آن گرديده بود ، ثانيا - شاهان اشكانى حسّ ميكردند ، كه با بودن شهرهاى يونانى زياد در خود ايران و داشتن سروكار با سلوكيها و يونانيها و روميها زبان و خط و پول و ساير چيزها به ترتيب دوره هخامنشى مقاصد آنها را حاصل نميكند . زبان و خطّ يونانى در آسياى غربى از آسياى صغير و سوريّه گرفته تا باختر و دور تر بيش از زبان پارسى قديم انتشار داشت و تمدّن يونانى بيش از تمدّن پارسى رايج بود و چون اشكانيان خودشانرا جانشينان هخامنشىها و اسكندر ميدانستند ،