حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2670

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

و نيز استنباط مىشود ، كه پارتيها در زمستان جنگ را دوست نداشتند ( كتاب آن‌تونيوس از قول پلوتارك ، بند 40 ) ، ولى جنگ فرهاد دوّم با آن‌تيوخوس سىده و جنگ بلاش اوّل با په‌توس بر خلاف اينقاعده در زمستان روى ميدهد ( بكيفيّات اين جنگها در قسمت تاريخى اين كتاب رجوع شود ) . جهت اينقاعده از اينجا بود ، كه پارتيها در تيراندازى مهارت داشتند و چون زه كمانها از رطوبت زمستان سست ميگشت ، آنها نميتوانستند از اين مهارت خود نتيجهء مطلوب را بگيرند . پارتىها حرارت آفتاب را خوب تحمّل ميكردند و بيش از روميها از اين حيث بردبار بودند ، چنان كه ديوكاسّيوس گويد ( كتاب 40 ، بند 15 ) روميها تصوّر ميكردند ، كه پارتيها براى تحمّل گرماى شديد دوائى ميخورند ، زيرا ميديدند ، كه پارتيها زودزود آب نميآشامند و آب زياد هم با خود برنميدارند ، ولى بايد گفت ، كه اين تصوّر مبنائى نداشته ، تحمّل و بردبارى پارتيها از عادات آنها بسختيهاى جنگ بوده . اين هم طبيعى است زيرا پارتى يعنى يك مرد جنگى و دولت پارت يعنى يك اردوى نظامى . به همين جهت پارتيها صلح متمادى را دوست نداشتند و شاه جنگجو را بر شاهى صلح‌طلب ترجيح ميدادند و نيز از اين جهت بود ، كه در هشت جنگى ، كه روميها با پارتيها كردند ، فقط در يكى بهره‌مند گشتند و آن هم در زمان اعلى درجهء انحطاط دولت پارت ( جنگ آويديوس كاسّيوس با پارتيها ) . در باقى جنگها در دشت نبرد شكست خوردند يا پارتيها ، بىاينكه داخل جنگ شوند ، چنان دشمن را مستأصل كردند ، كه جنگ بعقب‌نشينى روميها خاتمه يافت . چون كيفيّات تمامى اين جنگها در قسمت تاريخى اين كتاب گفته شده ، تكرار را زايد ميدانيم . فيل جنگى در قشون پارتى استعمال نميشد ، شايد پارتيها هم مانند اسكندر عقيده بمفيد بودن اين حيوان در جنگ نداشتند و ، چنان كه در كتاب دوّم و سوّم اين تأليف گذشت ، كرارا فيلها از جهت برداشتن زخمهاى زياد برگشته بقشون خودى بيش از قشون بيگانه زيان ميرسانيدند . از ارّابه‌ها يا گردونه‌هاى داس‌دار دوره هخامنشى نيز خبرى نيست و بايد