حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2666

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

سبكسار سبك‌اسلحه ، كه بر اسبهاى بادپيما نشسته بودند ، كارى بود بس دشوار . بنابراين ، وقتى كه اين موقع در ميرسيد ، يعنى صفوف رومى به هم خورده و سپاهيان مذكور پراكنده و خسته و فرسوده گشته بودند ، سواران سبك‌اسلحهء پارتى برگشته از هرطرف دشمن را احاطه ميكردند و ، چون تلفاتى زياد بدشمن ميرسانيدند ، بالاخره آن را از حيّز انتفاع ميانداختند ( بجنگ سورنا با كراسّوس و جنگ پارتيها با آن‌تونيوس رجوع شود . م . ) . چنين بود كار سواران سبك‌اسلحه . امّا سواران سنگين اسلحهء پارتى براى جنگ تن‌بتن تدارك شده بودند و ضربت‌هاى آنها بقدرى قوّت داشت ، كه نيزهء آنها با يك ضربت از دو نفر ميگذشت . اين را هم بايد گفت ، مهارت پارتىها در تيراندازى بود ، ولى وقتى كه در جلگه‌ها با دشمن طرف ميشدند ، در جنگهاى تن‌بتن مانند روميها سترگ نبودند ، زيرا لژيونهاى پياده‌نظام روم ورزيده‌تر و داراى اطاعت نظامى سخت بود . از جنگهاى كوهستانى نيز پارتىها احتراز داشتند ، زيرا سواره‌نظام آنها در كوهستانها نميتوانستند ، چنان كه بايست ، هنرشان را بنمايند و ، حال آنكه در جلگه‌ها و دشتهاى پهناور از حيث جنگ گريز و اسب‌سوارى و تيراندازى مثل و مانند نداشتند . در باب قشون پارتى نيز بايد گفت ، كه در فنّ محاصره و قلعه‌گيرى هيچ مهارت نداشت ، چنان كه محاصرهء سلوكيّه چند سال به طول انجاميد ، تا پارتىها فائق آمدند . آلات محاصره و قلعه گيرى نيز نداشتند و هرزمان اين نوع اسباب و ادوات روميها را ميگرفتند ، چون نميتوانستند از آن استفاده كنند ، خراب ميكردند ( گرفتن اسباب و ادوات قلعه گيرى در جنگ با آن‌تونيوس ) . كليّة بايد گفت ، كه پارتيها در جنگ دفاعى قوىتر از جنگ تعرّضى بودند . اين است ، كه ميبينيم ، هرزمان روميها به اين طرف فرات ميگذرند باستثناء يكى دو مورد ، كه در موقع انحطاط دولت پارت رويداد ، شكست ميخورند و نيز هروقت پارتيها بسوريّه و آسياى صغير حمله ميكنند . ديرى نميگذرد ، كه با عدم بهره‌مندى برميگردند ( حملهء پاكر بسوريّه و پارتيها بآسياى صغير در زمان ارد اوّل . م . ) .