حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2661

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

ميآمد و سايرين زنان غيرعقدى او بودند . بقول هروديان ( كتاب 6 ، بند 19 ) زن عقدى ، يا ملكه از ميان زنان پارتى و در اكثر موارد از ميان شاهزاده‌خانم‌هاى اشكانى انتخاب ميشد . سترابون گويد : ( كتاب 11 ، فصل 13 ، بند 1 ) ، كه ملكه ندرتا دختر يكى از شاهان دست‌نشانده بود . شاهان اشكانى ميتوانستند يكى از كنيزكان را به اين مقام برسانند ( يوسف فلاويوس ، تاريخ يهود ، كتاب 17 ، فصل 2 ، بند 4 ) . بيشتر زنان غيرعقدى شاهان اشكانى يونانى بودند ، اگرچه پلوتارك اين خبر را راجع به سورنا ذكر كرده ، ولى ، چون نجباى پارتى از دربار تقليد ميكرده‌اند ، شايد بتوان اين خبر را شامل دربار هم دانست . در باب زنان شاه عقيده دارند ، كه از مردان جدا بودند و در مجالس مردان داخل نميشدند . راجع به آنها در كتب نويسندگان يونانى و رومى تقريبا ذكرى نشده . شاهان اشكانى بر خلاف شاهان هخامنشى بزنان اجازه نميدادند در امور دولت دخالت كنند ، فقط يك استثناء از اين قاعدهء كلّى ديده مىشود و آن موزا ( يا ترموزا ) مادر فرهاد پنجم است ، كه با پسرش بر تخت نشسته زمام امور مملكت را بدست دارد . غير از اين مورد شاه در تحت نفوذ زنان نيست ، با دستى قوى مملكت را اداره مىكند و مانع از اين است ، كه زنى يا خواجه و يا وزيرى بر او نفوذ يابد . از خواجه‌ها در اين دوره قضايائى ذكر نميشود و معلوم است ، كه مقام درجهء اوّل را حائز نبودند و زمام امور را هيچگاه بدست نداشته‌اند . از نوشته‌هاى فيلوستراتوس ميتوان استنباط كرد ، كه بالاترين مقامى ، كه به آنها داده ميشد ، مقام والى ايالتى بود و به اين مقام هم گاهى ميرسيدند . اين صفت شاهان اشكانى ، براى قرون بعد شايان تقليد بود ، ولى متاسّفانه بعض شاهان برخى دودمان‌ها ، چنان كه بيايد ، اين رفتار شاهان اشكانى را پيروى نكردند . بىترديد ميتوان گفت ، كه طول مدّت سلطنت دودمان اشكانى ، يكى از نتايج اين رفتار بوده . ادارات از وضع ادارات دولت پارت اطّلاعى نيست و از نويسندگان عهد قديم هم خبرى در اين باب بما نرسيده . نميدانيم ادارات دولت اشكانى چطور تشكيل و كارهاى دولتى چگونه تقسيم شده بود ، وزراء چه