حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2657

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

بمعنى خداوندگار است . بر برخى لفظ تئوپاتر « 1 » ديده مىشود ، كه بيونانى بمعنى پسر خدا است ( يا صحيح‌تر گفته باشيم كسى ، كه پدرش خدا است ) اتّخاذ اين نوع عناوين ناشايست ، تقليد از اسكندر و سلوكيها بوده و ، چون در اين باب بالاتر صحبت داشته‌ايم ، ( صفحات 2097 - 2101 ) تكرار را جايز ندانسته ميگذريم . بقدريكه از مسكوكات اشكانى معلوم ميگردد ، از شاهان اشكانى آنهائى ، كه اين نوع عناوين را اختيار كرده‌اند ، اينها هستند : عنوان پسر خدا را : فرهاد اوّل - فرهاد دوّم - اردوان دوّم - سيناتروك - فرهاد سوّم ، عنوان خداوندگار را : مهرداد دوّم - مهرداد سوّم . غير از اين عناوين الفاظ ديگر هم بيونانى بر سكّه‌هاى اشكانى خوانده مىشود ، مثلا اپىفان « 2 » ( نامى ) - دىكايس « 3 » ( عادل ) - اورگت « 4 » ( نيكوكار ) ، اين عناوين هم از سلوكيها اقتباس شده . تاج شاهان اشكانى ، چنان كه از مسكوكاتشان ديده مىشود ، در ابتداء كلاه كوتاه مخروطى شكل سكائى بوده و بعد نيمتاجى ، كه عبارت بود از نوار پهنى ، كه دور سر ميبستند و در عقب سر گره ميزدند ، كه موهاى سر را نگهدارد . اين نوار را چند مرتبه دور سر مىپيچيدند و دو سر آن از پشت آويزان بود . بعدتر شايد ( از زمان مهرداد اوّل ببعد ) شاهان اشكانى تيار بلند و راست هخامنشى را اتخاذ كردند . هروديان گويد ( كتاب 6 ، بند 6 ) ، كه اخيرا شاهان اشكانى دو نيم تاج توأمان بسر ميگذاردند . تاج يا نيم‌تاج را با جواهراتى از مرواريد و غيره ميآراستند . لباس شاهان اشكانى در ابتداء ساده و كوتاه بوده ، ولى بعدها لباس مادى را ، كه گشاد و بلند بود و به قوزك پا ميرسيد ، اتخاذ كردند ، در موقع جنگ لباس كوتاه نظامى در بر ميكردند و اين لباس بران‌هايشان ميرسيد . بجاى تاج در اينموقع ، كلاهخودى بر سر داشتند و اسلحه‌شان اسلحه پارتى بود . موهاى سر شاهان اشكانى و ريش آنها مجعّد است ، شكل ريش گاهى مربّعى است مستطيل و گاه به تك تيزى منتهى ميگردد . اشكانيان گردن‌بند و گوشواره هم استعمال ميكردند . شاهان اشكانى در موقع جنگ بر اسب مينشستند ، ولى گاهى هم سوار فيل ميشدند . نقره و طلا براى آرايش اسب و اسلحه زياد به كار ميبردند . در موقع

--> ( 1 ) - Theopator . ( 2 ) - Epiphane . ( 3 ) - Dicaios . ( 4 ) - Evergete .