حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2654
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
در تمدّن پائينتر از ماديها و پارسىها و عيلاميها و ساير مردمان ايران غربى بودند و در اين موارد ، مردم غالب نسبت بمردم مغلوب گذشتهائى مىكند ، تا آن را راضى نگاه دارد ، بخصوص ، كه براى مردم غالب ، اداره كردن مردم مغلوب محال ، يا لااقل خيلى مشكل است ، زيرا ، در عادات و اخلاق و بسيارى از چيزهاى ديگر ، نظر غالب و مغلوب متفاوت است . در اين موارد مطاع از مطيع فقط شناسائى تسلّط خود و كمك مادّى را خواهان است . امّا اينكه مردم مطيع چطور خود را اداره ميكنند ، مورد توجه نيست . اگر خود غالب بخواهد اداره كند ، از عهده برنميآيد و ، جز كشمكش و منازعات دائمى و ناراضى داشتن مردم مغلوب ، نتيجهاى حاصل نميشود . پس طبيعى است ، كه در اين موارد غالب بگويد : حكومت مرا بشناسند ، باج و قشون بدهند ، باقى را خود دانند . اشكانىها هم همين را گفتند . اين وضع دولت اشكانى را ، اگر با اوضاعى ، كه در اروپا در قرون وسطى مستقرّ بود « 1 » ، مقايسه كنيم ، در جاهاى زياد شباهتهائى بين هردو مىيابيم . راست است ، كه تفاوتهاى زيادى هم باهم دارند و شايد تفاوتها بيش از شباهتها باشد ، ولى شباهتها عمده و حيرتآور است ، چنان كه گيببن هم همين نكته را تذكر داده ( انحطاط و سقوط روم ، جلد اوّل - صفحه 339 ) « 2 » . شهرهاى يونانى ، كه در ممالك پارت زياد بودند ، نيز خودمختارى داشتند ، يعنى جمعيّتى بودند مستقلّ ، كه دولت پارت نظارتى بر آنها نداشت ، يا اگر داشت سطحى بود . در بعض شهرها بلديههاى مستقل بودند . در ميان چنين شهرها ، چنان كه بالاتر گفته شده ، سلوكيّه ( در كنار دجله ) از همه مهمتر بود و عدّه نفوس آن را از 400 تا 600 هزار نوشتهاند . عدّه اين نوع شهرهاى يونانى را مختلف ذكر كردهاند ، آپّيان گويد : كه غير از شهرهائى ، كه سلكوس نيكاتور ساخت و عدّهاش به بيش از 35 بالغ بود ، 25 شهر ديگر هم وجود داشت ( كتاب سوريّه ، صفحه 124 - 125 ) . ايزيدور خاراكسى نوشته ، كه فقط در يك خط راهى ، كه پيموده ، شصت شهر يونانى يافته ( پارت ، بند 1 - 19 ) .
--> ( 1 ) - Systeme Feodale . ( 2 ) - Gibbon . Decline and FAll , vol . I . P . 339 .