حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2653

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

با دولتى باشد ، كه سست و در حال انحطاط است ، تا بتوانند بمرور استقلال يابند و بنابراين ، دولت ضعيف سلوكى را بر پارت قوى ترجيح ميدادند . عدّهء اين نوع دولتهاى كوچك چه بود ؟ نميدانيم ، ولى آنچه ، كه در تاريخ پارت ذكر مىشود ، اين است : ماد كوچك ( آذربايجان ) - ارمنستان - آديابن - خسرون - الحضر - عيلام ( خوزستان ) پارس . بىترديد ميتوان گفت ، كه عدّهء اينها بيشتر بوده مثلا باختر - سيستان - كرمان و غيره ، ولى چون در تاريخ ذكرى از اينها صراحتا نشده ، موضوع مجهول است . تفاوت اين وضع با وضع دولت هخامنشى بعد از تشكيلات داريوش اوّل اين است ، كه در دورهء هخامنشى هم بعض ممالك ، چنان كه ذكر شد ( صفحات 691 - 695 ) پادشاهانى دست‌نشانده داشتند ، ولى برحسب مركزيّت ، داريوش اوّل ، ولاتى از مركز بممالك تابعه ميرفتند ، و اين پادشاهان دست‌نشانده ، يا شهرهائى ، كه خودمختارى داشتند ، در تحت نظارت آنها بودند . امّا در دولت اشكانى مركز به اين ممالك ولاتى نميفرستد . مركز قانع است باينكه اين دولتهاى كوچك در موقع لزوم قشون بفرستند و بعضى هم باجى بدهند . جهت چيست ، كه آن وضع بدين وضع تبديل يافت ، بعقيدهء ما آن را از سه چيز بايد دانست ، اوّلا دولت پارت خودش ، چنان كه گفتيم وضع ملوك الطّوايفى داشت و با اين ترتيب طبيعى بود ، كه اوضاع ملوك الطّوايفى را تشويق كند . دوّم بايد بخاطر آورد ، كه دولت سلوكى تقريبا از ابتداء و بخصوص از وقتى كه ضعيف گرديد ، از عهده ولات برنميآمد و براى اينكه ايالات جدا نشوند ، با ولات مدارا ميكرد و ممالكى اسما تابع و در معنى مستقل بودند ، مانند : آذربايجان - ارمنستان كاپادوكيّه - پنت - پرگام - بىتىنيّه و غيره ، ماد و پارس هم ظن قوى ميرود ، همين‌حال را داشتند . بنابراين ، وقتى كه پارتىها ايران‌بان گشتند ، ديدند ، كه اگر بخواهند ، بر خلاف اين ترتيب رفتار كنند ، ماد و پارس و خوزستان و آذربايجان و غيره ، زير بار نخواهند رفت و جنگهاى پىدرپى روى خواهد داد . اين بود ، كه همان وضع را پيروى كردند . سوّم - بايد در نظر داشت ، كه پارتىها