حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2652

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

غربى خبرى روشن نرسيده ، ولى چنين به نظر ميآيد ، كه بعض ممالك مانند پارس و ماد و خوزستان باجى نميپرداختند ، ولى شاهان اشكانى از آنها هدايائى ميگرفتند . برخى ديگر علاوه بر فرستادن قشون باجى هم ميدادند . امّا نويسندگان شرقى در اين باب متّفق القول‌اند ، كه مزيّت شاهنشاه اشكانى بر ساير پادشاهان فقط از اين حيث بود ، كه اسم او را مقدّم مينوشتند . فردوسى دور تر رفته گويد : « نكرد ايچ ياد اين از آن ، آن از اين » . ترتيب تقدّم و تأخّر پادشاهان دست‌نشانده هم معلوم نيست جز آنكه پادشاه ارمنستان حائز مقام سوّم بود ( نويسندگان ارمنستان ) . در باب پادشاه ماد كوچك يا آذربايجان اگرچه تصريحى نيست ، ولى ظنّ قوى اين است ، كه مقام درجهء دوّم را داشته . از حرف بلاش اوّل ، كه بالاتر گذشت ، چنين استنباط مىشود . در باب اطاعت و تمكين پادشاهان دست‌نشانده از شاهنشاه پارت باز اطّلاعات كافى نداريم ، ولى از يكى دو جاى نگارشات نويسندگان غربى چنين برميآيد ، كه پادشاهان دست‌نشانده پارتيها را دوست نداشته‌اند : اوّلا چنان كه بالاتر گذشت گفته‌اند ، كه پومپه سردار روم روابطى با ماد و خوزستان ايجاد كرد و همين اقدام يكى از جهات كدورت دولت پارت از او گرديد و ديگر ، وقتى كه آن‌تيوخوس سوّم سلوكى ميخواست با اشكانيان جنگيده ، آنها را باطاعت درآورد ، پادشاهان ماد و پارس و بعض ديگر نزد او رفته اظهار همراهى و مساعدت با او كردند ، از خشونت پارتيها ناليدند و نيز هنگامى ، كه آن‌تيوخوس سىده با فرهاد دوّم ميجنگيد ، چند پادشاه مشرق زمين باستقبال او آمده خودشان را به اختيار پادشاه سلوكى گذاشتند ( صفحهء 2237 ) . در اينكه پارتيها از مادىها و پارسيها خشن‌تر بوده‌اند ، حرفى نيست ، ولى همراهى اين پادشاهان ، اگر چنان كه نوشته‌اند ، صحيح بوده باشد ، جهت ديگرى هم داشته . دولت سلوكى ، چنان كه در باب سوّم كتاب سوّم اين تأليف ذكر شده ، از زمان بعد از سلكوس اوّل نيكاتور رو بتجزيه شدن گذارد و اين‌حال براى او تا زمان زوالش باقى ماند . بنابراين طبيعى بود ، كه پادشاهان ماد و پارس و غيره ميخواستند سروكارشان