حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2649

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

آنها منوط بميل شاه نبود ( بايد استنباط كرد ، كه شاهزادگان ذكور ، همين كه بحدّ رشد ميرسيدند ، از اعضاى اين مجلس بشمار ميآمدند . م . ) ، ديگرى از مردان پير و مجرّب و روحانيّون بلند مرتبه قوم پارت . سوّم مجلسى هم بود ، كه از هردو مجلس تركيب مييافت ، يعنى وقتى كه هردو مجلس باهم منعقد ميگرديد آن را مغستان يا مجلس بزرگان ميناميدند ( سترابون ، كتاب 11 ، فصل 9 ، بند 3 ، از قول پوسيدونيوس ) . در باب لفظ « مغستان » ما تصوّر ميكنيم ، كه مصحّف مهستان است ، زيرا اين نام با معناى مجلس مزبور ، كه مجلس بزرگان باشد ، بهتر موافقت دارد و اكنون هم بزرگ را مه گوئيم ، ولى مغستان با معناى مزبور موافقت نميكند ، چه اين مجلس تنها از مغ‌ها تشكيل نميشد ، تا آن را مغستان نامند . تعيين شاه اشكانى انتخابى بود و ميبايست هردو مجلس باهم انعقاد يافته شاه را انتخاب كنند ، ولى اين مجلس يعنى مجلس مهستان مقيّد بود ، كه شاه را از خانواده اشكانى برگزيند . ترتيب انتخاب شاهى ، پس از فوت شاه عملا چنين بود ، كه پسر رشد شاه متوفّى بتخت مينشست ، مگر در دو مورد ، يكى آنكه پسر شاه متوفّى بحدّ رشد نرسيده باشد و ديگر در مورديكه لياقت سلطنت را دارا نباشد . در اين موارد مجلس مهستان برادر شاه را انتخاب ميكرد و اگر او برادر نداشت ، عموى شاه را . در تاريخ پارت چند دفعه چنين پيش‌آمده ، كه برادر شاه بسلطنت انتخاب شده : مهرداد اوّل - ارد اوّل - اردوان سوّم - گودرز - خسرو . امّا مورد انتخاب عموى شاه ، مورد اردوان اوّل است ، كه بعد از فرهاد دوّم بتخت نشست . وقتى كه سلطنت از شاخه‌اى از دودمان اشكانى خارج ميشد ، ديگر به آن برنميگشت ، مگر آنكه شاخه‌اى را ، كه ترجيح داده بودند ، عقيم گرديده ، يا كسى را ، كه لايق سلطنت باشد دارا نباشد . بعد از آنكه شاه را مجلس مهستان انتخاب ميكرد ، تاجگذارى او به عمل ميآمد و تاج را ميبايست شخصى ، كه رئيس خانواده سورن ( يا چنان كه رومىها نامند سورنا ) بود بر سر شاه گذارد ( تاسىتوس ، سالنامه‌ها ، كتاب 6 ، بند