حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2648

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

پارس قبل از كوروش بزرگ ، اين ترتيب ملوك الطّوايفى نيز استنباط مىشود ، ولى بعدها ، وقتى كه دولت ماد بزرگ شد ، حكومت شاه از محدوده مطلقه گرديد ، زيرا شاهان ماد ترتيب دولت آسور و بابل را اقتباس كردند . پارسيها هم ، وقتى كه از حدود پارس بيرون آمدند ، وضع حكومت ماد را اتّخاذ كردند . امّا پارت ، وضع خود را بطوريكه استنباط مىشود ، تغيير نداد ، زيرا از آسور و بابل دور بود ، نه تمدّن آسياى غربى را داشت و نه از مردمان آن چيزهائى اقتباس كرده بود . بنابراين طبيعى است ، كه مؤسّسات پارت ، به همان وضع ملوك الطّوايفى محفوظ ماند و حتّى ، پس از اينكه پارت دولت بزرگى شد ، وضع مزبور ، چون در مدّت قرون عديده ريشه دوانيده بود ، باوجود ميل بعض شاهان اشكانى بحكومت مطلقه ، همان بود ، كه ذكر شد ، يعنى حكومت شاه نسبت بنجباى پارتى محدود بود . پس از آنچه ، كه گفته شد ، طبيعى است ، كه تيرداد دوّم يا مهرداد اوّل تشكيلاتى در اين زمينه بپارت داده باشند ، زيرا تيرداد دوّمين شاه اشكانى است و مهرداد ششمين شاه و در اين وقت دولت اشكانى ، دولتى جوان بوده و هنوز قوامى نداشته و اين شاهان روشن ميديده‌اند ، كه براى رسيدن به مقصود ، يعنى بيرون كردن سلوكىها از ايران و تمامى ايران را در تحت تسلّط آوردن ، بايد بقوم پارت تكيه كنند ، يعنى بر خلاف سلوكيها ، يك دولت ملّى تشكيل دهند و در اين صورت هم ، جز حفظ مؤسّسات ملّى چاره‌اى ندارند . اين بود ، كه تشكيلات آنها بر همان اساس قرار گرفت ، پس موجد اصلى اين اساس ، نه تيرداد اوّل بوده و نه مهرداد ششم . اوضاع پارت اين طرز حكومت را اقتضاء ميكرده و آنها نميتوانسته‌اند كار ديگر كنند . اكنون بايد ديد ، كه اساس اين تشكيلات چه بوده ؟ شاه اشكانى ميبايست با دو مجلس شور كند ، يكى را نويسندگان رومى شوراى خانوادگى « 1 » ناميده‌اند و ديگرى را مجلس سنا ( مجلس شيوخ ) ، اوّلى از اعضاء ذكور خانوادهء سلطنت ، كه بحدّ رشد رسيده بودند ، تركيب مييافت و انتخاب

--> ( 1 ) - Concilium Domestieum .