حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2645
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
بلاشگرد ) در نزديكى تيسفون بنا كردند ( همانجا ، بند 26 ) . سترابون گويد ( كتاب 16 ، فصل 1 ، بند 16 ) ، كه چون سربازان پارتى در دنبال دربار از جائى به جائى حركت ميكردند و زندگانى سربازان با وضع سلوكيّه موافقت نداشت ، تيسفون را بنا كردند . همان نويسنده گويد ، كه باقىمانده سال ( يعنى غير زمستان را ) شاهان اشكانى در همدان ، كه شهر مادى است و گرگان بسر ميبردند . سترابون مقرّ شاه را در گرگان تاپه « 1 » ناميده ( كتاب 11 ، فصل 7 بند 2 ) از اين نگارشات سترابون چنين بايد استنباط كرد ، كه دربار اشكانى پس از گذشتن زمستان از تيسفون حركت كرده به طرف گرگان ميرفته و در شهرهائى مانند همدان و رى و شهر صد دروازه توقّف ميكرده تا بگرگان ميرسيده . در باب رى آتنه گويد ، كه اقامتگاه شاهان اشكانى در بهار بوده و اين خبر بايد صحيح باشد ، زيرا رى را ارشكيّه ميناميدند و بقول ايزيدور خاراكسى ( پارت ، بند 7 ) رى از تمامى شهرهاى ماد بزرگتر بود و بهار هم ، چنان كه معلوم است ، در رى غالبا خوب است . بنابر آنچه در باب پايتخت اشكانيان ذكر شد ، به اين نتيجه ميرسيم ، كه وقتى كه دولت پارت بزرگ شده و بفرات رسيده ، تيسفون مقرّ حكومت و ادارات دولتى گرديده ، ولى دربار در عرض سال در همدان و رى و شهر صد دروازه و گرگان نيز اقامت ميگزيده ، تا از هواى خوب اينجاها استفاده كند و از گرماى تيسفون در تابستان محفوظ بماند . در اين نيز ترديدى نيست ، كه شهر صد دروازه ، در موقع بسط دولت پارتى از مشرق به طرف مغرب ، چندى مركز حكومت بوده و اهميّت داشته . امّا محلّ اين شهر را تاحال نيافتهاند . هوتوم شنيدار و ويليام جكسن عقيده داشتند ، كه اين محلّ بايد كرسى ولايت سابق قومش باشد و بايد آن را ، در هشت ميلى جنوب دامغان جستجو كرد ، ولى در سال 1931 - 1933 دكتر شميدت بخرج دار العلوم فيلادلفيا در تپه حصار مشغول حفريّات و كاوشهائى شد ، با اين مقصود ، كه شهر
--> ( 1 ) - Tape .