حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2641

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

داشته‌اند ، حدود طبيعى ايران را بدست آرند و حدود طبيعى ايران باستان بشواهد تاريخى چنين بوده « 1 » : كوههاى قفقاز - درياى گرگان ( بحر خزر ) - جيحون - سند - درياى عمان و خليج‌پارس - دجله و فرات . بنابر آنچه گفته شد ، دولت پارت در زمان قدرتش ، باستثناى قفقازيّه ، حدود طبيعى ايران را تقريبا داشته . نويسندگان ارمنستان ، چنان كه بالاتر ذكر شد ، حدود دولت اشكانى را از اين وسيع‌تر ميدانند و طور ديگر معيّن ميكنند . آنها عقيده دارند كه اشكانيان به چند تيره يا خانواده منقسم بودند و هركدام در مملكتى سلطنت داشتند : مثلا تيره‌اى در ايران ، با حدوديكه معلوم است ، تيره‌اى ديگر در ارمنستان بزرگ و كوچك ، تيرهء سوّم در افغانستان كنونى ، باسم دولت هند و سكائى ، زيرا حدود اين دولت شامل قسمتى از هند ( هند غربى ) نيز بوده . تيرهء چهارم در ماوراء سيحون تا حدود چين از طرف مشرق و درياى آزوو از سمت مغرب . بنابراين آسياى وسطى و دشت قبچاق قرون بعد و صفحات پشت كوههاى قفقاز ، تا درياى آزوو جزء اين دولت بوده و درياى گرگان ( خزر ) در وسط ممالك اشكانيان واقع شده بود . آگاتانژ مورّخ ارمنستان گويد ، كه ماساژت‌ها هم جزء دولت اشكانى بودند و چنان كه در كتاب اوّل و دوّم كرارا ذكر كرده‌ايم ، ماساژت‌ها از سكاهاى آن طرف رود سيحون بودند و صفحاتى زياد از طرف مشرق و مغرب در تحت حكومت خود داشتند . اين است آنچه كه گفته‌اند ، ولى نميتوان دانست ، تا چه‌اندازه اين گفته‌ها صحيح است بخصوص ، كه ميدانيم ارامنه نسبت باشكانيان علاقه‌مندى خاصّى نشان داده ، خواسته‌اند آنها را بزرگ كنند و ديگر اينكه اگر اين عقايد صحيح باشد ، راجع بدودمان اشكانى است ، كه در ممالك مختلف سلطنت ميكرده‌اند نه دولت پارت . بنابراين بالاخره آنچه ، كه مبتنى بر اسناد مىباشد ، همان است ، كه دولت اشكانى ايران در زمان قدرتش ، داراى حدودى بود ، كه تقريبا از هيمالايا تا فرات و از جيحون و درياى گرگان ( خزر ) و ارس تا خليج‌پارس امتداد

--> ( 1 ) - مقصود كليه ممالك تابعه نيست ، فهرست اين ممالك در صفحه 691 اين تأليف ذكر شده .