حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2635
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
قس عليهذا . حدود اين دولتها هم درست معلوم نيست و با يكديگر منازعه دارند . چون مقصود ما نگارش تاريخ مستقل آديابن و خسرون نيست ، زيرا اين مطلب از موضوع ما خارج است و داخل شدن در اين كيفيّات هم بىمورد ، بشمّهاى كه ذكر شد ، اكتفا ميورزيم . مقصود ما اين بود ، كه روابط پادشاهان خسرون و آديابن را با دولت بزرگ اشكانى ايران برسانيم و نيز معلوم باشد ، كه بعض پادشاهان اين دولتها ، مانند پادشاهان ارمنستان ، از اشكانيان بوده يا خويشى با آنها داشتهاند . از شرح مذكور باوجود اختلاف در نوشتههاى نويسندگان عهد قديم اين مطلب مسلّم است ، كه ارمنستان بزرگ و كوچك و آديابن و خسرون ارتباطى خاص با سلسله اشكانى ايران داشته دستنشانده آن دولت بزرگ بشمار ميرفتند . اين دولتها تحت الحمايه ايران و پيشقراول دولت بزرگ اشكانى در مقابل روميها بودند . در زمانى ، كه تراژان براى جهانگيرى بمشرق آمد و ميخواست با دولت پارت بجنگد آبگار پادشاه خسرون پدر آرباندس « 1 » كوشيد ، كه مقام بيطرفى را اختيار كند و با هدايا قيصر را نرم كرد . بعد از آبگار هم پسرش همان رويه را داشت . در نتيجه روميها جنگى با خسرون نداشتند ، تا اينكه عاقبت كار تراژان به جائى ، كه در جاى خود مشروحا ذكر شده ، منتهى گرديد ، او عقب نشسته رفت و قيصر جديد هادريان تمامى بين النّهرين را بدولت پارت ردّ كرد . معلوم است ، كه در اينوقت خسرون و آديابن هم به حال اوّلى خود بازگشتند . پس از آن وقايع ديگر بين النهرين ، بقدريكه با تاريخ دولت پارت مربوط و ملازم بود ، بالاتر در جاى خود ذكر شده . شاخه دوّم - سلسله اشكانيان ارمنستان پس از آنچه ، كه در باب آديابن و خسرون ذكر شد بايد گفت ، كه شاخهء دوّم سلسله اشكانيان را ، كه در جنوب ارمنستان و نيز در بعض قسمتهاى بين النهرين و آسور حكمرانى داشتند ( نه در ارمنستان بزرگ ) سنمارتن چنين ميدانست :
--> ( 1 ) - Arbandes .