حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2612
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
و ريشه همان آير است ، كه از آيريا آمده است . پنجم از نويسندگان ارمنستان هيچ استنباط نميشود ، كه بتفاوت نژادى بين پارتيها و ساير ايرانيان قائل شده باشند . اگر اردشير پاپكان با خسرو پادشاه ارمنستان خصومت ميورزد ، يا اين آخرى با اوّلى و مستملكات يكديگر را غارت ميكنند ، منازعه و جنگ در سر حكومت است و بس . در اينجا نظر نويسندگان ارمنستان با نظر نويسندگان قرون اوّلى اسلامى يكى است ، زيرا اينها نيز ، چنان كه گذشت ، بايرانى نبودن پارتيها اشارهاى نكردهاند ، جز ابن اثير ، كه او هم اين روايت را چنين ذكر كرده : « ديگران ، كه باخبار پارسى آگاهند ، گويند ، كه پادشاهان آنها بعد از اسكندر ملوكى از غير فرس بودهاند و از پادشاهان بلاد جبل اطاعت ميكردند و اينها اشكانيان ملوك الطّوايفاند » . اين هم معلوم است ، كه اين نوع روايات در حكم هيچ است و نبايد اعتبارى براى چنين رواياتى قائل شد يا ترتيب اثرى به آن داد . زيرا مدرك روايت را ابن اثير بدست نداده و اگر هم بخواهيم اعتبارى به اين روايت بدهيم ، ابن اثير گويد غير فرس و غير فرس ممكن است غيرايرانى نباشد ، ماديها هم غير فرس بودند ، ولى در ايرانى بودن آنها ترديدى نيست . فهرست شاهان اشكانى ايران موافق نوشتههاى موسىخورن مورّخ ارمنستان و سبهاوس ( يوستى - نامهاى ايرانى ، صفحه 413 ) . 1 - ارشك دلير با ارشك و تيرداد تاريخ واقعى مطابقت دارد ، 2 - اردشير يا آرتاشس با شاهان اشكانى از اردوان اوّل تا فرهاد اوّل مطابق است ، 3 - ارشك بزرگ ( كبير ) با مهرداد اوّل مطابق است 4 - ارشكان با فرهاد دوّم و اردوان دوّم مطابق است 5 - ارشاناك با مهرداد دوّم تا فرهاد سوّم مطابق است