حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2606
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
و موسىخورن از قول نويسندگان ديگر يونانى ذكر كرده ، در اين زمينه است ، مثلا آرداشس بر تمام پادشاهان برترى دارد . او بقدرى نيرومند و توانا است ، كه ماهيّت و خاصيّت اشياء را تغيير ميدهد : بر زمين كشتى ميراند و بر آب قدم مىزند ، ولى بالاخره محن و مصائبى ، كه بر او وارد مىشود ، باندازهايست ، كه نه به كوروش در جنگ ماساژتها وارد شده ، نه به كبوجيه در حبشه ، نه بداريوش در سكائيه و نه به خشيارشا در جنگهاى يونان ، زيرا اگر او خزاين خود را در يونان گذارد ، لااقل توانست بسلامت جان بدر برد ، ولى آرداشس ، كه آنقدر از فتوحات بزرگ بر خود ميباليد ، بدست سربازانش كشته شد . چنين است نوشتههاى موسىخورن راجع به آرداشس اشكانى و زايد است گفته شود ، كه صفات و كارهائى را ، كه براى بزرگ كردنش به او نسبت داده ، افسانه است ، زيرا با صرفنظر از گفتههاى اغراقآميز ، آرداشس اشكانى معاصر كرزوس پادشاه ليديه نبود و لااقل سه چهار قرن بعد از او ميزيست . بنابراين يك چيز جالبتوجه است . موسىخورن ، باوجود اينكه بكتب مورّخين و نويسندگان نامى يونان مانند هرودوت دسترسى داشته و مخصوصا اسم هرودوت را با احترام در جاهائى از تأليفش ذكر مىكند ، چگونه اين افسانه را پذيرفته و حتّى ميگويد ، كه باور دارد . به نظر مؤلف جهت را بايد از علاقهمندى ارامنه بپارتيها و اشكانيان دانست . موسىخورن از حسّيّات ارامنه آگاه بوده و ، چون نميخواسته ارامنه بنوشتههاى او با نظر خصومت بنگرند و انتقاد كنند ، جنگ آرداشس را با كرزوس يا نسبت دادن كارهاى كوروش بزرگ را بيك پادشاه اشكانى ، تصديق كرده . بنابراين از اين نوشتههاى موسىخورن ، اگر استفادهء تاريخى نميتوان كرد ، اين نكته را روشن ميتوان دريافت : ارامنه باندازهاى نسبت به اشكانيان علاقهمند بودند و پادشاهانشان را از اين سلسله پادشاهان ملّى ميدانستند ، كه مورّخى مانند موسىخورن - هرودوت مورّخين ارمنستان - جرئت نميكند ، نسبتهائى را ، كه به آرداشس ميدهند ، انتقاد يا تكذيب كند و ميگويد ، كه جنگ آرداشس اشكانى را با كرزوس ليدى باور دارد .