حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2586

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

« پارتى جوانمرد ( يعنى وال ارشك ) پس از اينكه مقدونيها را مخذول و منكوب گردانيد و جنگ‌ها را به آخر رسانيد ، به كارهاى نيكو پرداخت . در ابتداء او در ازاى خدمات شمپه پاكارد « 1 » يهودى ، كه شخصى نيرومند و باخرد بود ، پاداشهاى خوبى به او داد و باعقابش اين امتياز را داد ، كه تاج بر سر اشكانيان گذارند . پس از آن بخانواده خود حق داد ، كه خودشان را پاكرادونى « 2 » بخوانند ، اين ايالت بزرگى است ، كه امروز هم در ارمنستان وجود دارد . اين پاكراد قبل از اينكه ارشك با مقدونيها بجنگد ، صميمانه به وال ارشك خدمت ميكرد . او رئيس دربار هم گرديد و در انتهاى مملكت ، كه هنوز به زبان ارمنى حرف ميزنند ، او را فرمانده يازده هزار سپاهى در مغرب ميخوانند . اكنون عقب رفته از جنگ وال ارشك با اهالى پنت و فريگيّه و پس از آن از فتوحاتش سخن برانيم » . در اين‌جا مورّخ ارمنستان از كارهاى وال ارشك در داخله ارمنستان و جنگهاى او با متّحدين مقدونىها صحبت ميدارد . چون اين قسمت‌ها بموضوع ما مربوط نيست ، ميگذريم ، فقط يك‌جاى اين قسمت ( كتاب 2 ، بند 8 ) جلب توجّه مىكند . در اينجا گفته شده است ، كه وال ارشك دوّمين مقام را در ارمنستان باعقاب آژىدهاك پادشاه ماد داد و آنها را اكنون مورات‌زان « 3 » مينامند ، زيرا رئيس اين خانواده را امروز مورات‌زان در « 4 » نمينامند ، بل مارات‌زواتز در « 5 » يعنى آقاى ماديها نامند . وال ارشك تمامى دهاتى را ، كه از ماديها گرفت ، به اين رئيس داد . بعد مورّخ مزبور از تنظيمات و تنسيقات وال ارشك حرف زده در خاتمه گويد وال ارشك پسر ارشد خود را ، كه ارشك نام داشت ، نزد خود نگاهداشت ، تا او را جانشين خود قرار دهد . او نوه‌اش آرداشس ( اردشير ) را خيلى دوست ميداشت . اين طفل كودكى خوب بود و براى آتيه اميدواريها ميداد . از اين زمان اشكانيان اين اصل را پذيرفتند ، كه در نزد پادشاه يك پسرش

--> ( 1 ) - Champa Pacarad . ( 2 ) - Pacradouni . ( 3 ) - Mouratzan . ( 4 ) - Mouratzan - der . ( 5 ) - Maratzou - otz - der .