حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2583
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
خود ، ابتداى كتاب چهارم اين تأليف ( صفحات 2192 - 2197 ) ذكر شده . فصل ششم - مورخين و نويسندگان ارمنستان چنان كه از تاريخ پارت به خوبى روشن است ، در دورهء اشكانيان ارمنستان ارتباطى خاص با ايران اشكانى داشت . در اينوقت هنوز جدائى مذهبى بين ايرانيان و ارامنه روى نداده بود ، زيرا قرونى بعد ، ارامنه مذهب عيسوى را پذيرفتند . از طرف ديگر از حيث عادات و اخلاق و تشكيلات و غيره ارامنه شباهتهاى تام بايرانيها داشتند و در دوره پارتى در اينجا شعبهاى از خاندان اشكانى سلطنت ميكرد . مخصوصا جالبتوجه است ، كه وقتى كه روميها بر ارمنستان دست يافته شخصى ديگر را بر تخت مينشانيدند ، غالبا ملّيون ارامنه و وطنپرستان آنها چنين شخصى را غاصب تاجوتخت ارمنستان ميدانستند و با او مخالفت ميورزيدند . كلية ، چنان كه از تاريخ پارت برميآيد ، قبل از اينكه ساسانيان روى كار آيند و جنگهاى مذهبى بين ايرانيان و ارامنه درگيرد ، قلوب ملّيّون و وطنپرستان ارامنه با ايران بود و مخالف روميها . حتّى در زمان اردشير پاپكان ، پس از غلبه او بر اردوان ، ارمنستان بحمايت اشكانيان برخاست و بعدها هم ملّت ارامنه بطرفدارى از اشكانيان باقى ماند . بنابراين يكى از جهات ضدّيت ارمنستان با ساسانىها محبّتى بود ، كه ارامنه نسبت باشكانيان ميورزيدند و جهت ديگرش تعصّب مذهبى شاهان ساسانى ، كه در تحت نفوذ مغها ميخواستند ارمنستان را در مذهب زرتشت نگاهدارند . چون شرح اين وقايع در جاى خود بيايد ، عجالة ميگذريم . مقصود از نگارش چند صفحهاى ، كه بيايد فقط اين است ، كه ببينيم ، مورّخين و نويسندگان مملكتى ، كه باشكانيان علاقهمند بودند ، در باب وقايع سلطنت شاهان مذكور چيست و از نوشتههاى آنها چيزى بر اطّلاعات ما ميافزايد يا نه ؟ ماراپاس كاتينا « 1 » از اين نويسنده در صفحه 94 - 95 اين تأليف ذكرى شده و همانجا گفتهايم ، كه مفاد نوشتههاى او را موسىخورن
--> ( 1 ) - Victor Langlois . Collection des histor . anc . et mod . de I Armenie . T . I . Paris 1881 . p . 13 .