حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2582

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

سلطنت آنها و ساير اطّلاعات موافق عقيده مورّخين و نويسندگان اروپائى زمان مؤلّف مذكور است ( 1310 هجرى ) و اكنون در نتيجهء تحقيقات در فهرست مزبور هم بعض تغييرات حاصل شده ، كه در جاى خود ذكر كرده‌ايم . نسب شاهان و كارهائى ، كه كرده‌اند ، نيز موافق مدارك غربى نوشته شده . راجع به فيروز گوئيم ، كه مؤلف مذكور پاكر را فيروز دانسته ولى پاكر نويسندگان غربى فغور ، فقور ، افقور ، اقفور نويسندگان شرقى است نه فيروز ، فيروز لقب بوده و بجاى نيكه « 1 » ربه النّوع نصرت بعقيده يونانىها ، استعمال ميشده ، يعنى بجاى اينكه بگويند « در تحت حمايت ربه النوع مذكوره » ميگفتند فيروز ، چنان كه در فصلى ، كه از مورّخين ارمنستان صحبت خواهد بود و نيز در مبحث مسكوكات اشكانى بيايد . صاحب درر التيجان پارتيها را ازنژاد مغول ( تركمان و غيره ) دانسته . اگرچه بعد ، از اين عقيده عدول كرده ، بنا بعقيدهء احمد رفعت افندى عضو محاسبات ماليّه دولت عثمانى ، فرىياپت را ، با افراسياب مطابقت داده ، نسب ارشك را به او رسانيده و بعد گفته ، كه ، چون افراسياب ازنژاد تور است و تور پسر فريدون بود ، پس اشكانيان نيز ايرانى بوده‌اند ( درر التيجان ، جلد دوّم ، صفحه 4 ) . چنين است عقيدهء مؤلّف مذكور ، ولى بايد گفت ، دليلى نداريم ، كه فرىياپت را افراسياب بدانيم و ديگر ، افراسياب يك شخص داستانى است ، نه تاريخى و در حلّ مسائل تاريخى نميتوان بداستانها « 2 » استناد كرد و ، الّا ، چنان كه منطقيّون گويند ، مصادره بر مطلوب « 3 » خواهد بود : اوّل بايد ثابت كرد ، كه افراسيابى بوده و بعد مدلّل داشت ، كه فرىياپت همان افراسياب است . چون هيچكدام از اين دو فرض ثابت نشده ، پس بنتيجهء صحيحى هم نميتوان رسيد . پارتيها ايرانى بوده‌اند ، ولى نه از اين جهت ، كه فرىياپت افراسياب داستانى بود ، بل بجهاتى ، كه در جاى

--> ( 1 ) - Nike . ( 2 ) - Legendes . ( 3 ) - Petitio Principii .