حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2572
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
اسامى شاهان اشكانى را درست ميدانند و نه ترتيب تقدّم و تأخّر آنها را ، نه مدّت سلطنتشان براى آنها معلوم است و نه بالاخره مدّت دوام دولت اشكانى . وقايع كمى هم ، كه اكثر نويسندگان مذكور ، به زمان يكى از شاهان اشكانى نسبت دادهاند ، در واقع امر اين چهار واقعه است : 1 - ظهور مسيح ع ، كه هريك از نويسندگان مزبور به زمان يكى از شاهان اشكانى نسبت داده ، 2 - خراب شدن بيت المقدس بدست روميها در زمان تيتوس قيصر روم ، 3 - كشته شدن يحيى زكريا ع و قضايائى ، كه بعد رويداد ، 4 - بناى قسطنطنيّه در زمان قسطنطين قيصر روم . هيچكدام از اين وقايع بتاريخ اشكانيان مربوط نيست ، حتّى بناى قسطنطنيّه ربطى بدورهء اشكانى ندارد ، چه خيلى بعدتر از انقراض اين سلسله وقوع يافت و ، اگر مقصود نويسندگان وقايع عالم بوده ، باز اين واقعه در سلطنت شاهى ، كه به زمان او نسبت دادهاند ، روى نداده . چون مدارك نويسندگان مزبور گفتههاى ايرانيها ، يا بقول ابن اثير نصارا و يهود و مجوس بوده ، بايد از اينجا استنباط كرد ، كه اينها هم تاريخ واقعى اشكانيان را نميدانستهاند و انعكاس ضعيفى بطور روايت در كتب يا در افواه بوده و اين انعكاسات را بطور مشوّش و درهموبرهم ، بيكى از شاهان اشكانى ، يا بيكى از امپراطوران روم مربوط داشتهاند . اردوان آخرى همان اردوان پنجم تاريخ است ، ولى اكثر نويسندگان ، او را بزرگتر از شاهان ديگر اشكانى دانستهاند و اين هم بر خلاف تاريخ است ، ولى جهت اين است ، كه شاه اشكانى در موقع انحطاط دولت پارت رومىها را شكست داده . بالاخره ، مورّخين و نويسندگان مذكور بعضى اسامى ذكر ميكنند ، كه اصلا در تاريخ اشكانيان به آن برنميخوريم ، مانند نرسى - بيژن - ايلاووس - ساوس - شاپور ، حود بن ابراهيم بن ادرار - بهرام - اش الجبّار و غيره . بعض اينها از داستانها