حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2570
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
بود . او اوّل كسى است ، كه از پادشاهان روم دين نصرانى را پذيرفت و بنى اسرائيل را از فلسطين و شام پراكند ، زيرا به گمان روميها عيسى را كشته بودند . . . . . مملكت پارس متفرق « 1 » بود ، تا اردشير بن بابك پديد آمد . هشام مدّت سلطنت اشكانيان را معيّن نكرده ، ديگران ، كه باخبار پارسى آگاهند ، گويند ، كه پادشاهان آنها بعد از اسكندر ملوكى از غير فرس بودهاند و از پادشاهان بلاد جبل اطاعت ميكردند و اينها اشكانيان ملوك الطوائفاند . سلطنت آنها 200 سال بود و نيز گويند ، كه سلطنت آنها 340 سال بود ، از اين مدّت اشك بن اشكان ده سال سلطنت كرد . بعد پسرش سابور 60 سال و در سال چهل و يكم سلطنت او مسيح عيسى بن مريم ع ظهور كرد و طيطوس بن اسفيانوس 210 ، پادشاه روم 40 سال بعد از ارتفاع مسيح با بيت المقدس جنگيد ، پس در شهر كشتار كرد و اسير زياد برگرفت و بيت - المقدس را برانداخت . بعد جوذرز بن اشغان اكبر 10 سال سلطنت كرد ، پس از آن بيزن « 2 » اشغانى 21 سال ، ملك جوذرز اشغانى 89 ، ملك نرسى اشغانى 40 ، ملك هرمز اشغانى 17 ، ملك اردوان اشغانى 22 ، ملك كسرى اشكانى 40 ، ملك بلاش اشكانى 24 ، ملك اردوان اصغر 30 ، بعد سلطنت بملك اردشير بن بابك رسيد » . نيز ابن اثير گويد ( همانجا ، صفحهء 128 ) : « بعضى گويند ، كه پس از اسكندر در پارس ملوك الطوائفى سلطنت كردند ، كه اسكندر بين آنها ممالك را تقسيم و براى هر ناحيه پادشاهى معيّن كرده بود ، سواد 54 سال بعد از هلاك شدن اسكندر در دست روم بود ، در ملوك الطوائف شخصى از نسل پادشاهان در جبال و اصبهان سلطنت ميكرد ، بعد پسرش بر سواد دست يافت و پادشاهانى در اين مملكت و ماهات و جبال و اصبهان سلطنت ميكردند ، كه بر ساير ملوك الطوائف رياست داشتند ، زيرا سايرين عادت كرده بودند ، اسم او و پسرش را مقدّم دارند . از اين جهت در كتابهاى سير الملوك اسم اينها را ذكر ميكنند و ما هم بذكر اسم اينها دون اسم غير
--> ( 1 ) - متفرّق بود ، يعنى ملوك الطّوايف بود . ( 2 ) - مصحّف بيژن است .